yearings

[ایالات متحده]/[ˈjɪərɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈjɪərɪŋz]/

ترجمه

جملات نمونه

she expressed her yearnings for a simpler life in the countryside.

او خواسته‌هایش را برای زندگی ساده‌تر در روستا بیان کرد.

his yearnings for recognition drove him to work tirelessly.

خواسته‌های او برای پذیرش او را به کار کردن با خستگی د驱使.

the poem explored the yearnings of the human heart for connection.

این شعر خواسته‌های قلب انسانی برای ارتباط را بررسی می‌کند.

despite their success, they still harbored yearnings for adventure.

با وجود موفقیت‌شان، هنوز خواسته‌هایی برای ماجراجویی داشتند.

the music evoked deep yearnings for a lost love.

موزیک خواسته‌های عمیقی برای عشقی از دست رفته را برمی‌انگیزد.

the children’s yearnings for christmas morning filled the air with excitement.

خواسته‌های کودکان برای صبح چریسماس هوا را با خوشحالی پر کرد.

the artist captured the yearnings of the soul in her paintings.

هنرمند خواسته‌های روح را در نقاشی‌هایش ثبت کرد.

the novel portrays a character consumed by yearnings for belonging.

این رمان یک شخصیت را که توسط خواسته‌های عضویت مصرف شده است، نمایش می‌دهد.

the old photograph stirred yearnings for a bygone era.

عکس قدیمی خواسته‌هایی برای یک دوره گذشته را برانگیخت.

the refugees felt intense yearnings for their homeland.

مهاجران خواسته‌های شدیدی برای وطن خود احساس کردند.

the film explored the yearnings of a generation for change.

این فیلم خواسته‌های یک نسل برای تغییر را بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید