adulterous

[ایالات متحده]/ˈædʌl.tər.əs/
[بریتانیا]/ædˈjʊl.tər.əs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده توسط زنا؛ بی‌وفا.

عبارات و ترکیب‌ها

adulterous affair

یک رابطه نامشروع

adulterous relationship

یک رابطه نامشروع

an adulterous husband

شوهر نامشروع

adulterous behavior

رفتار نامشروع

adulterous conduct

رفتار نامشروع

adulterous temptation

وسوسه نامشروع

an adulterous act

یک عمل نامشروع

adulterous marriage

ازدواج نامشروع

جملات نمونه

his adulterous affair was exposed by his wife.

ماجراجذابیت او توسط همسرش افشا شد.

the adulterous relationship caused a great deal of pain and distrust.

رابطه نامشروع باعث درد و بی‌اعتمادی زیادی شد.

she suspected her husband of being adulterous.

او به همسرش شک داشت که نامشروع است.

the adulterous acts were condemned by society.

این اعمال نامشروع توسط جامعه محکوم شد.

the adulterous relationship ultimately led to their divorce.

رابطه نامشروع در نهایت منجر به طلاق آنها شد.

he tried to cover up his adulterous activities.

او سعی کرد فعالیت های نامشروع خود را پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید