tramped

[ایالات متحده]/træmpt/
[بریتانیا]/træmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پا گذاشتن بر یا راه رفتن بر روی
vi. سرگردان بودن یا به طور سنگین راه رفتن
n. کسی که سرگردان است؛ یک گام سنگین

عبارات و ترکیب‌ها

tramped through

از میان رفت

tramped on

روی رفت

tramped around

دور و بر رفت

tramped down

خاکستر کرد

tramped off

رفتن با قدم‌های محکم

tramped away

دور رفت

tramped back

برگشتن با قدم‌های محکم

tramped along

همراه رفتن با قدم‌های محکم

tramped up

بالا رفتن با قدم‌های محکم

tramped forth

به جلو رفتن با قدم‌های محکم

جملات نمونه

they tramped through the muddy fields after the rain.

آنها در میان مزارع گل آلود پس از باران قدم زدند.

he tramped around the city, exploring every corner.

او در اطراف شهر قدم زد و هر گوشه و کناری را کاوش کرد.

the hikers tramped up the steep mountain trail.

گردشگران در مسیر شیب دار کوهستانی بالا رفتند.

we tramped through the forest, enjoying the fresh air.

ما از هوای تازه لذت بردیم و در جنگل قدم زدیم.

she tramped heavily down the stairs, frustrated.

او با ناامیدی به شدت از پله ها پایین رفت.

the children tramped through the snow, leaving footprints behind.

کودکان در برف قدم زدند و ردپای خود را پشت سر گذاشتند.

they tramped along the beach, collecting shells.

آنها در امتداد ساحل قدم زدند و صدف جمع آوری کردند.

after the long day, he tramped wearily back home.

پس از یک روز طولانی، او با خستگی به خانه بازگشت.

she tramped off to the store to buy some groceries.

او برای خرید مواد غذایی به مغازه رفت.

they tramped across the field to reach the other side.

آنها برای رسیدن به طرف دیگر از میان زمین عبور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید