tramped through
از میان رفت
tramped on
روی رفت
tramped around
دور و بر رفت
tramped down
خاکستر کرد
tramped off
رفتن با قدمهای محکم
tramped away
دور رفت
tramped back
برگشتن با قدمهای محکم
tramped along
همراه رفتن با قدمهای محکم
tramped up
بالا رفتن با قدمهای محکم
tramped forth
به جلو رفتن با قدمهای محکم
they tramped through the muddy fields after the rain.
آنها در میان مزارع گل آلود پس از باران قدم زدند.
he tramped around the city, exploring every corner.
او در اطراف شهر قدم زد و هر گوشه و کناری را کاوش کرد.
the hikers tramped up the steep mountain trail.
گردشگران در مسیر شیب دار کوهستانی بالا رفتند.
we tramped through the forest, enjoying the fresh air.
ما از هوای تازه لذت بردیم و در جنگل قدم زدیم.
she tramped heavily down the stairs, frustrated.
او با ناامیدی به شدت از پله ها پایین رفت.
the children tramped through the snow, leaving footprints behind.
کودکان در برف قدم زدند و ردپای خود را پشت سر گذاشتند.
they tramped along the beach, collecting shells.
آنها در امتداد ساحل قدم زدند و صدف جمع آوری کردند.
after the long day, he tramped wearily back home.
پس از یک روز طولانی، او با خستگی به خانه بازگشت.
she tramped off to the store to buy some groceries.
او برای خرید مواد غذایی به مغازه رفت.
they tramped across the field to reach the other side.
آنها برای رسیدن به طرف دیگر از میان زمین عبور کردند.
tramped through
از میان رفت
tramped on
روی رفت
tramped around
دور و بر رفت
tramped down
خاکستر کرد
tramped off
رفتن با قدمهای محکم
tramped away
دور رفت
tramped back
برگشتن با قدمهای محکم
tramped along
همراه رفتن با قدمهای محکم
tramped up
بالا رفتن با قدمهای محکم
tramped forth
به جلو رفتن با قدمهای محکم
they tramped through the muddy fields after the rain.
آنها در میان مزارع گل آلود پس از باران قدم زدند.
he tramped around the city, exploring every corner.
او در اطراف شهر قدم زد و هر گوشه و کناری را کاوش کرد.
the hikers tramped up the steep mountain trail.
گردشگران در مسیر شیب دار کوهستانی بالا رفتند.
we tramped through the forest, enjoying the fresh air.
ما از هوای تازه لذت بردیم و در جنگل قدم زدیم.
she tramped heavily down the stairs, frustrated.
او با ناامیدی به شدت از پله ها پایین رفت.
the children tramped through the snow, leaving footprints behind.
کودکان در برف قدم زدند و ردپای خود را پشت سر گذاشتند.
they tramped along the beach, collecting shells.
آنها در امتداد ساحل قدم زدند و صدف جمع آوری کردند.
after the long day, he tramped wearily back home.
پس از یک روز طولانی، او با خستگی به خانه بازگشت.
she tramped off to the store to buy some groceries.
او برای خرید مواد غذایی به مغازه رفت.
they tramped across the field to reach the other side.
آنها برای رسیدن به طرف دیگر از میان زمین عبور کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید