appetites

[ایالات متحده]/ˈæp.ə.taɪts/
[بریتانیا]/ˌæp.ə.tʌɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع اشتیاق؛ یک تمایل قوی برای چیزی؛؛ جمع اشتیاق؛ تمایل به خوردن؛

عبارات و ترکیب‌ها

indulge one's appetites

اجابت هوس‌ها

whet one's appetites

برانگیختن اشتهای

satisfy one's appetites

ارضای هوس‌ها

diverse appetites

اشتهای متنوع

varying appetites

اشتهای متغیر

cultivate one's appetites

پرورش اشتهای

appetites for adventure

اشتهای ماجراجویی

unquenchable appetites

اشتهای سیراب‌ناشدنی

جملات نمونه

children often have big appetites after playing outside.

کودکان اغلب بعد از بازی در فضای باز، اشتهای زیادی دارند.

different cultures have varying appetites for spicy food.

فرهنگ‌های مختلف، اشتهای متفاوتی برای غذای تند دارند.

as we grow older, our appetites may change.

با بزرگ شدن ما، اشتهایمان ممکن است تغییر کند.

healthy snacks can satisfy your afternoon appetites.

میان وعده‌های سالم می‌توانند اشتهای بعد از ظهر شما را برآورده کنند.

he has a great appetite for adventure and travel.

او اشتهای زیادی برای ماجراجویی و سفر دارد.

her appetite for knowledge drives her to read every day.

اشتیاق او به دانش او را وادار می‌کند هر روز مطالعه کند.

sometimes, our appetites can lead us to unhealthy choices.

گاهی اوقات، اشتهای ما می‌تواند ما را به انتخاب‌های ناسالم سوق دهد.

during the holidays, many people indulge their appetites.

در تعطیلات، بسیاری از مردم به اشتهای خود عمل می‌کنند.

he has a refined appetite for gourmet cuisine.

او اشتهای ظریفی برای غذاهای گوروته دارد.

her appetite for success motivates her to work hard.

اشتیاق او به موفقیت او را وادار می‌کند سخت کار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید