aviophobe's anxiety
قلق افیوفوب
aviophobe support
پشتیبانی افیوفوب
aviophobe experiences
تجربیات افیوفوب
aviophobe coping
روشهای مقابله با افیوفوب
my friend is a severe aviophobe and refuses to fly anywhere.
دوست من یک فوبیای شدید نسبت به پرواز دارد و هر جا پرواز نمیکند.
the therapist helped the aviophobe manage their anxiety before the flight.
درمانگر به فوبیک نسبت به پرواز کمک کرد تا اضطراب خود قبل از پرواز را مدیریت کند.
he's an aviophobe, so road trips are his preferred method of travel.
او یک فوبیک نسبت به پرواز است، بنابراین سفرهای اتومبیلی روش مورد ترجیح او برای سفر است.
despite being an aviophobe, she bravely boarded the plane for her vacation.
با وجود اینکه یک فوبیک نسبت به پرواز است، او شجاعانه برای تعطیلات خود به هواپیما نشست.
the aviophobe clutched their armrest throughout the entire flight.
فوبیک نسبت به پرواز در طول کل پرواز به دستهای خود گرفت.
understanding the aviophobe's fears can help ease their travel experience.
فهم فوبیا فوبیک نسبت به پرواز میتواند تجربه سفر آنها را آسانتر کند.
many aviophobes find comfort in listening to calming music during flights.
بسیاری از فوبیکهای نسبت به پرواز در حین پرواز با گوش دادن به موسیقی آرامبخش راحتی مییابند.
the aviophobe researched safety statistics to alleviate their concerns.
فوبیک نسبت به پرواز آمارهای ایمنی را مطالعه کرد تا نگرانیهای خود را کاهش دهد.
she's a self-proclaimed aviophobe, but enjoys the destination.
او خود را یک فوبیک نسبت به پرواز مینامد، اما به مقصد لذت میبرد.
the support group offered strategies for an aviophobe to cope with flying.
گروه حمایتی راهکارهایی برای فوبیک نسبت به پرواز ارائه داد تا با پرواز کنار بیاید.
being an aviophobe, he always chooses trains over airplanes.
به دلیل اینکه یک فوبیک نسبت به پرواز است، او همیشه از قطار به جای هواپیما انتخاب میکند.
aviophobe's anxiety
قلق افیوفوب
aviophobe support
پشتیبانی افیوفوب
aviophobe experiences
تجربیات افیوفوب
aviophobe coping
روشهای مقابله با افیوفوب
my friend is a severe aviophobe and refuses to fly anywhere.
دوست من یک فوبیای شدید نسبت به پرواز دارد و هر جا پرواز نمیکند.
the therapist helped the aviophobe manage their anxiety before the flight.
درمانگر به فوبیک نسبت به پرواز کمک کرد تا اضطراب خود قبل از پرواز را مدیریت کند.
he's an aviophobe, so road trips are his preferred method of travel.
او یک فوبیک نسبت به پرواز است، بنابراین سفرهای اتومبیلی روش مورد ترجیح او برای سفر است.
despite being an aviophobe, she bravely boarded the plane for her vacation.
با وجود اینکه یک فوبیک نسبت به پرواز است، او شجاعانه برای تعطیلات خود به هواپیما نشست.
the aviophobe clutched their armrest throughout the entire flight.
فوبیک نسبت به پرواز در طول کل پرواز به دستهای خود گرفت.
understanding the aviophobe's fears can help ease their travel experience.
فهم فوبیا فوبیک نسبت به پرواز میتواند تجربه سفر آنها را آسانتر کند.
many aviophobes find comfort in listening to calming music during flights.
بسیاری از فوبیکهای نسبت به پرواز در حین پرواز با گوش دادن به موسیقی آرامبخش راحتی مییابند.
the aviophobe researched safety statistics to alleviate their concerns.
فوبیک نسبت به پرواز آمارهای ایمنی را مطالعه کرد تا نگرانیهای خود را کاهش دهد.
she's a self-proclaimed aviophobe, but enjoys the destination.
او خود را یک فوبیک نسبت به پرواز مینامد، اما به مقصد لذت میبرد.
the support group offered strategies for an aviophobe to cope with flying.
گروه حمایتی راهکارهایی برای فوبیک نسبت به پرواز ارائه داد تا با پرواز کنار بیاید.
being an aviophobe, he always chooses trains over airplanes.
به دلیل اینکه یک فوبیک نسبت به پرواز است، او همیشه از قطار به جای هواپیما انتخاب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید