medals

[ایالات متحده]/[ˈmed(ə)lz]/
[بریتانیا]/[ˈmed(ə)lz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدال‌ها؛ مدال‌های افتخار
v. اهدا کردن مدال

عبارات و ترکیب‌ها

win medals

برنده مدال

earn medals

کسب مدال

collect medals

جمع‌آوری مدال

medal count

تعداد مدال

medal ceremony

جشن اختتامیه مدال

medal winner

برنده مدال

medal stand

پایه‌ مدال

medal design

طراحی مدال

medal haul

تعداد مدال‌ها

medal presentation

ارائه مدال

جملات نمونه

she proudly displayed her medals on the shelf.

او با افتخار مدال‌های خود را روی قفسه نمایش داد.

the team won several gold medals at the competition.

تیم در مسابقات چندین مدال طلا به دست آورد.

he received a medal for bravery in the line of duty.

او به خاطر شجاعت در خط خدمت مدالی دریافت کرد.

the athlete collected medals throughout his career.

ورزشکار در طول دوران حرفه‌ای خود مدال جمع‌آوری کرد.

they presented the winner with a medal and a trophy.

آنها جایزه مدال و تروفی را به برنده اهدا کردند.

the army officer pinned the medal on his chest.

سرباز ارتش مدال را روی سینه‌اش نصب کرد.

she polished her medals to make them shine.

او مدال‌های خود را برای درخشندگی آن‌ها صیقل داد.

he lost his medals during the move.

او مدال‌های خود را در حین نقل مکان گم کرد.

the ceremony included the awarding of medals.

مراسم شامل اهدای مدال بود.

the young gymnast earned three silver medals.

ژیمناست جوان سه مدال نقره به دست آورد.

the box contained his collection of medals.

جعبه شامل مجموعه مدال‌های او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید