bares

[ایالات متحده]/beərz/
[بریتانیا]/bairz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی یا کسی را برهنه می‌کند؛ چیزی را آشکار می‌کند؛ چیزی که پنهان بود را نشان می‌دهد یا افشا می‌کند؛ لباس را از تن خارج می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

bares its teeth

دندان‌های خود را نمایان می‌کند

bares all

همه را نشان می‌دهد

bares the soul

روح را نمایان می‌کند

bares its fangs

دندان‌های نیش خود را نمایان می‌کند

جملات نمونه

she bares her soul in her writing.

او روح خود را در نوشته‌هایش آشکار می‌کند.

the artist bares his emotions through his paintings.

هنرمند احساسات خود را از طریق نقاشی‌هایش آشکار می‌کند.

he bares his heart to his closest friends.

او قلب خود را با نزدیک‌ترین دوستانش آشکار می‌کند.

during the interview, she bares her thoughts honestly.

در طول مصاحبه، او افکار خود را صادقانه آشکار می‌کند.

the documentary bares the harsh realities of life.

مستند واقعیت‌های سخت زندگی را آشکار می‌کند.

the novel bares the struggles of the protagonist.

رمان مبارزات شخصیت اصلی را آشکار می‌کند.

he bares his fears in front of the group.

او ترس‌های خود را در مقابل گروه آشکار می‌کند.

the speech bares the truth about the situation.

سخنرانی حقیقت در مورد وضعیت را آشکار می‌کند.

she bares her vulnerabilities to inspire others.

او آسیب‌پذیری‌های خود را برای الهام بخشیدن به دیگران آشکار می‌کند.

the film bares the consequences of war.

فیلم عواقب جنگ را آشکار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید