blabbers

[ایالات متحده]/ˈblæbərz/
[بریتانیا]/ˈblæbər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور مفرط یا بی‌پروا صحبت می‌کند
v. به طور مداوم یا احمقانه صحبت کردن

جملات نمونه

she always blabbers about her weekend plans.

او همیشه درباره برنامه‌های آخر هفته‌اش صحبت می‌کند.

he blabbers secrets that should remain private.

او رازهایی را که باید خصوصی بمانند، فاش می‌کند.

my little brother blabbers nonsense when he gets excited.

برادرم کوچک وقتی هیجان‌زده می‌شود، حرف‌های بی‌ربط می‌گوید.

don't blabber about our project in front of others.

در حضور دیگران درباره پروژه ما صحبت نکنید.

she blabbers on and on during meetings.

او در طول جلسات بی وقفه صحبت می‌کند.

he blabbers about his achievements to anyone who will listen.

او درباره دستاوردهای خود با هر کسی که گوش دهد صحبت می‌کند.

stop blabbering and get to the point!

بایدهای صحبت کردن را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید!

she tends to blabber when she's nervous.

وقتی عصبی است، معمولاً شروع به صحبت کردن می‌کند.

he blabbers about politics without knowing much.

او درباره سیاست صحبت می‌کند در حالی که زیاد نمی‌داند.

it’s annoying when he blabbers during movies.

وقتی در حین فیلم صحبت می‌کند، آزاردهنده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید