boo

[ایالات متحده]/buː/
[بریتانیا]/buː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. هیس کردن; تمسخر کردن
vi. صدای هیس تولید کردن
int. هیس
n. صدای هیس
Word Forms
زمان گذشتهbooed
شکل سوم شخص مفردboos
جمعboos
صفت یا فعل حال استمراریbooing
قسمت سوم فعلbooed

عبارات و ترکیب‌ها

boos and jeers

تشویق و اعتراض

booing crowd

تماشاگران در حال بوق زدن

shout boo

بوق زدن

get booed

مورد بوق قرار گرفتن

booing spectators

تماشاگران در حال بوق زدن

booed off stage

از صحنه با بوق از صحنه خارج شدن

جملات نمونه

The crowd booed for five minutes.

تماشاگران به مدت پنج دقیقه تشویق کردند.

the audience greeted this comment with boos and hisses.

مخاطبان این اظهارات را با تشویق و هیس استقبال کردند.

she was booed on arriving home.

وقتی به خانه رسید، مورد تشویق قرار گرفت.

She booed the dog out of the garden.

او سگ را از باغ بیرون کرد.

A few people came to boo but remained to applaud.

چند نفر برای تشویق آمدند اما ماندند تا تشویق کنند.

You never said boo to me about overtime.

هیچ وقت در مورد اضافه کاری به من نگفتی.

booed the singer off the stage.

خواننده را از صحنه بیرون کردند.

The audience booed and hissed. The teakettle hissed on the stove.

مخاطبان تشویق و هیس کردند. کتری روی اجاق هیس می کرد.

How could he ever succeed in politics? He wouldn’t say boo to a goose.

چگونه ممکن است او هرگز در سیاست موفق شود؟ او به یک غاز هم نمی گفت.

The boss may look a bit fierce, but in fact he wouldn't say “boo” to a goose.

رئیس ممکن است کمی خشن به نظر برسد، اما در واقع به یک غاز هم نمی گفت.

His first performance was a debacle: the audience booed him off the stage.

اولین اجرای او یک فاجعه بود: مخاطبان او را از صحنه بیرون کردند.

"The fans booed Safina whenever she scored points. When she made errors, they exploded with overjoy. Is this the Olympic cheering?" questions a netizen Of Jilin province.

«هواداران هر زمان که صفینا امتیاز می گرفت، تشویق می کردند. وقتی اشتباه می کرد، با شادی زیاد منفجر می شدند. آیا این تشویق المپیک است؟» سوالی که یک کاربر شبکه ای از استان جیلین مطرح می کند.

نمونه‌های واقعی

Boo! Get that bear off the stage!

وای! اون خرس رو از روی صحنه دور کن!

منبع: We Bare Bears

And every year, she gets booed and heckled.

و هر سال، او مورد تشویق و تحقیر قرار می‌گیرد.

منبع: NPR News July 2016 Compilation

Boo, come here. Boo, you want some treats?

بو، بیا اینجا. بو، می‌خوای خوراکی بخوری؟

منبع: Modern Family - Season 10

You know what my meemaw did to grandpa boo?

می‌دونی مادربزرگم با پدربزرگ بو چه کرد؟

منبع: Desperate Housewives Season 4

The ghosts on the bus go boo. Boo. Boo.

اثر های شبح در اتوبوس می گویند بو. بو. بو.

منبع: Wow English

She sang Who's Loving You Now and was actually booed.

او آهنگ 'Who's Loving You Now' را خواند و در واقع مورد تشویق قرار گرفت.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

I asked your boo to help us out on the hacking angle.

از دوستت خواستم که در مورد هک به ما کمک کند.

منبع: The Good Place Season 2

I thought there will be free boos. Um... It's not. It's not.

فکر کردم بوهای رایگان وجود خواهد داشت. اوه... نه. نه.

منبع: The Ellen Show

Republican Governor Ron DeSantis was loudly booed as he addressed a vigil on Sunday.

رون دسانتیس، فرماندار جمهوری‌خواه، در حالی که در یک مراسم سوگواری در روز یکشنبه سخنرانی می‌کرد، با تشویق‌های فراوان مواجه شد.

منبع: AP Listening Collection August 2023

The cheers and boos are silent.

تشویق‌ها و تشویق‌های منفی ساکت هستند.

منبع: CNN 10 Summer Special

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید