bounciness

[ایالات متحده]/[ˈbaʊnsɪnɪs]/
[بریتانیا]/[ˈbaʊnsɪnɪs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت پر انرژی بودن؛ توانایی پرتاب شدن دوباره؛ یک کیفیت پر انرژی و زنگ‌زده.
adj. پر انرژی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

bounciness of the ball

پر انرژی بودن توپ

enjoying the bounciness

لذت بردن از پر انرژی بودن

with bounciness

با پر انرژی بودن

felt bounciness

احساس پر انرژی بودن

adding bounciness

افزودن پر انرژی بودن

high bounciness

پر انرژی بودن زیاد

bounciness level

سطح پر انرژی بودن

demonstrates bounciness

نشان دادن پر انرژی بودن

increased bounciness

افزایش پر انرژی بودن

pure bounciness

پر انرژی بودن خالص

جملات نمونه

the child's ball had a surprising bounciness.

توپ کودک دارای یک پرتابی شگفت‌انگیز بود.

we appreciated the bounciness of the new trampoline.

ما از پرتابی نوسانی تریپود جدید لذت برده‌ایم.

the foam mattress offered a pleasant bounciness.

فرش پشتی از پرتابی لذت‌بخشی برخوردار بود.

the basketball's bounciness contributed to a good game.

پرتابی توپ بدنس‌بال به بازی خوب کمک کرد.

she loved the bounciness of the silly putty.

او از پرتابی چسب سیلی لذت می‌برد.

the bouncy castle’s bounciness kept the kids entertained.

پرتابی قلعه پرتابی باعث سرگرمی کودکان شد.

the tennis ball’s bounciness is key to a good serve.

پرتابی توپ تنیس برای یک ضربه خوب کلیدی است.

he noticed a distinct bounciness in the new material.

او یک پرتابی متمایز در ماده جدید مشاهده کرد.

the increased bounciness improved the game's playability.

افزایش پرتابی باعث بهبود بازی‌پذیری بازی شد.

the foam's bounciness made it ideal for packaging.

پرتابی فوم آن را برای بسته‌بندی مناسب کرد.

the bouncy ball’s bounciness delighted the puppy.

پرتابی توپ پرتابی باعث خوشحالی سگ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید