zest

[ایالات متحده]/zest/
[بریتانیا]/zest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طعم؛ اشتیاق؛ علاقه شدید

vt. چاشنی دادن؛ طعم دار کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلzested
صفت یا فعل حال استمراریzesting
شکل سوم شخص مفردzests
زمان گذشتهzested
جمعzests

عبارات و ترکیب‌ها

zest for life

اشتیاق به زندگی

zest for adventure

اشتیاق به ماجراجویی

zest for learning

اشتیاق به یادگیری

جملات نمونه

they campaigned with zest and intelligence.

آنها با شور و هوش کمپین کردند.

add zest to sth.

به چیزی شور و نشاط اضافه کنید.

He campaigned with zest.

او با شور و نشاط کمپین کرد.

wit gives zest to conversation

هوش و ذکاوت، شور و نشاطی به گفتگو می‌بخشد.

The love affair added a little zest to her life.

آن رابطه عاشقانه کمی شور و نشاط به زندگی او اضافه کرد.

He is 74 years old but still full of zest.

او 74 سال دارد اما هنوز هم پر از شور و نشاط است.

Last month’s victory has given him a renewed zest for the game.

پیروزی ماه گذشته شور و نشاط جدیدی برای بازی او به ارمغان آورده است.

I used to try to beat past records to add zest to my monotonous job.

من سعی می‌کردم رکوردهای گذشته را پشت سر بگذارم تا به شغل یکنواختم شور و نشاط ببخشم.

On the base, the main writers made a kind of cultural snack labeling Decadent zest from the end of the century through the original New Realism literature tagging hilding and coarse - grained life.

در اساس، نویسندگان اصلی یک نوع خوراکی فرهنگی با برچسب شور و شوق مترشح از پایان قرن از طریق ادبیات رئالیسم جدید اصلی، برچسب‌گذاری زندگی خشن و زمخت را انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید