make a bungle of translation
یک اشتباه ترجمه انجام دهید
John bungled the job.
جان آن کار را خراب کرد.
That last stupid bungle of his is the end.
آن اشتباه احمقانه آخر او پایان کار است.
made a bungle of the case due to inexperience.
به دلیل نداشتن تجربه، پرونده را خراب کردند.
she had bungled every attempt to help.
او تمام تلاش هایش برای کمک را خراب کرده بود.
He is a fool who bungles constantly.
او احمقی است که دائماً اشتباه می کند.
If you bungle a job, you must do it again!
اگر یک کار را خراب کنید، باید دوباره آن را انجام دهید!
make a bungle of translation
یک اشتباه ترجمه انجام دهید
John bungled the job.
جان آن کار را خراب کرد.
That last stupid bungle of his is the end.
آن اشتباه احمقانه آخر او پایان کار است.
made a bungle of the case due to inexperience.
به دلیل نداشتن تجربه، پرونده را خراب کردند.
she had bungled every attempt to help.
او تمام تلاش هایش برای کمک را خراب کرده بود.
He is a fool who bungles constantly.
او احمقی است که دائماً اشتباه می کند.
If you bungle a job, you must do it again!
اگر یک کار را خراب کنید، باید دوباره آن را انجام دهید!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید