work burnout
خستگی شغلی
burnout symptoms
علائم فرسودگی
burnout recovery
بهبودی از فرسودگی
prevent burnout
جلوگیری از فرسودگی
burnout crisis
بحران فرسودگی
burnout rate
نرخ فرسودگی
emotional burnout
فرسودگی عاطفی
burnout culture
فرهنگ فرسودگی
burnout prevention
پیشگیری از فرسودگی
burnout intervention
مداخله در فرسودگی
many employees experience burnout due to excessive workloads.
بسیاری از کارمندان به دلیل حجم کاری بیش از حد دچار فرسودگی شغلی میشوند.
it's important to recognize the signs of burnout early.
تشخیص زودهنگام علائم فرسودگی شغلی بسیار مهم است.
taking regular breaks can help prevent burnout.
استراحتهای منظم میتواند به پیشگیری از فرسودگی شغلی کمک کند.
she decided to take a sabbatical to recover from burnout.
او تصمیم گرفت برای بهبودی از فرسودگی شغلی مرخصی طولانی بگیرد.
work-life balance is crucial in avoiding burnout.
تعادل بین کار و زندگی برای جلوگیری از فرسودگی شغلی بسیار مهم است.
burnout can lead to serious health issues if not addressed.
اگر رسیدگی نشود، فرسودگی شغلی میتواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.
he sought professional help to manage his burnout.
او برای مدیریت فرسودگی شغلی خود به کمک حرفهای پناه برد.
employers should promote a culture that prevents burnout.
کارفرمایان باید فرهنگی را ترویج کنند که از فرسودگی شغلی جلوگیری کند.
burnout often affects creativity and productivity at work.
فرسودگی شغلی اغلب بر خلاقیت و بهرهوری در محل کار تأثیر میگذارد.
finding a hobby can be a great way to combat burnout.
پیدا کردن یک سرگرمی میتواند راهی عالی برای مقابله با فرسودگی شغلی باشد.
work burnout
خستگی شغلی
burnout symptoms
علائم فرسودگی
burnout recovery
بهبودی از فرسودگی
prevent burnout
جلوگیری از فرسودگی
burnout crisis
بحران فرسودگی
burnout rate
نرخ فرسودگی
emotional burnout
فرسودگی عاطفی
burnout culture
فرهنگ فرسودگی
burnout prevention
پیشگیری از فرسودگی
burnout intervention
مداخله در فرسودگی
many employees experience burnout due to excessive workloads.
بسیاری از کارمندان به دلیل حجم کاری بیش از حد دچار فرسودگی شغلی میشوند.
it's important to recognize the signs of burnout early.
تشخیص زودهنگام علائم فرسودگی شغلی بسیار مهم است.
taking regular breaks can help prevent burnout.
استراحتهای منظم میتواند به پیشگیری از فرسودگی شغلی کمک کند.
she decided to take a sabbatical to recover from burnout.
او تصمیم گرفت برای بهبودی از فرسودگی شغلی مرخصی طولانی بگیرد.
work-life balance is crucial in avoiding burnout.
تعادل بین کار و زندگی برای جلوگیری از فرسودگی شغلی بسیار مهم است.
burnout can lead to serious health issues if not addressed.
اگر رسیدگی نشود، فرسودگی شغلی میتواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.
he sought professional help to manage his burnout.
او برای مدیریت فرسودگی شغلی خود به کمک حرفهای پناه برد.
employers should promote a culture that prevents burnout.
کارفرمایان باید فرهنگی را ترویج کنند که از فرسودگی شغلی جلوگیری کند.
burnout often affects creativity and productivity at work.
فرسودگی شغلی اغلب بر خلاقیت و بهرهوری در محل کار تأثیر میگذارد.
finding a hobby can be a great way to combat burnout.
پیدا کردن یک سرگرمی میتواند راهی عالی برای مقابله با فرسودگی شغلی باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید