calamities

[ایالات متحده]/kəˈlæmɪtiːz/
[بریتانیا]/kəˈlæmɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسم جمع اشاره به فاجعه‌ها یا بدبختی‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

natural calamities

بلایای طبیعی

human-made calamities

بلایای انسان‌ساز

calamities ahead

بلایای پیش رو

calamities strike

بلایا ضربه می‌زنند

facing calamities

در مواجهه با بلایا

calamities occur

بلایا رخ می‌دهند

calamities management

مدیریت بلایا

calamities response

واکنش به بلایا

calamities relief

کمک‌رسانی به بلایای

calamities prevention

جلوگیری از بلایا

جملات نمونه

calamities often strike without warning.

بلايا اغلب بدون هشدار رخ می‌دهند.

we must prepare for potential calamities.

ما باید برای بلایای احتمالی آماده شویم.

natural calamities can devastate entire communities.

بلایای طبیعی می‌توانند کل جوامع را ویران کنند.

many people suffer from the effects of calamities.

بسیاری از مردم از اثرات بلایا رنج می‌برند.

governments should have plans for calamities.

دولت‌ها باید برای بلایا برنامه‌ریزی کنند.

calamities can lead to economic downturns.

بلایا می‌توانند منجر به رکود اقتصادی شوند.

education can help communities recover from calamities.

آموزش می‌تواند به جوامع در بهبودی از بلایا کمک کند.

humanitarian aid is crucial after calamities.

کمک‌های بشردوستانه پس از بلایا بسیار مهم است.

calamities remind us of our vulnerability.

بلایا ما را از آسیب‌پذیری‌مان آگاه می‌کنند.

preparedness can mitigate the impact of calamities.

آمادگی می‌تواند از اثرات بلایا بکاهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید