carries

[ایالات متحده]/[ˈkærɪz]/
[بریتانیا]/[ˈkærɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نگه‌داشتن و پشتیبانی کردن از چیزی؛ داشتن یا دربرگرفتن چیزی؛ انتقال دادن یا حمل کردن؛ داشتن تأثیر یا نتیجه خاص؛ مسئولیت داشتن برای چیزی؛ در یک وضعیت یا شرایط خاص بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

carries weight

حامل وزن

carries responsibility

حامل مسئولیت

carries risks

حامل ریسک‌ها

carries a tune

آهنگ را می‌خواند

carrying luggage

حمل بار

carries potential

حامل پتانسیل

carries meaning

حامل معنا

carries the burden

بار را حمل می‌کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید