ferries

[ایالات متحده]/ˈfɛriz/
[بریتانیا]/ˈfɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع "ferry"; قایق‌هایی که برای حمل افراد یا کالاها از یک طرف آب به طرف دیگر استفاده می‌شوند
v. سوم شخص مفرد "ferry"; برای حمل و نقل از یک طرف آب به طرف دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

ferries service

خدمات کشتی‌های مسافربری

ferries schedule

برنامه کشتی‌های مسافربری

ferries route

مسیر کشتی‌های مسافربری

ferries terminal

ترمینال کشتی‌های مسافربری

ferries crossing

عبور با کشتی‌های مسافربری

ferries tickets

بلیط کشتی‌های مسافربری

ferries fleet

ناوگان کشتی‌های مسافربری

ferries operator

اپراتور کشتی‌های مسافربری

ferries capacity

ظرفیت کشتی‌های مسافربری

ferries availability

در دسترس بودن کشتی‌های مسافربری

جملات نمونه

the ferries connect the islands to the mainland.

کشتی‌ها جزایر را به سرزمین اصلی متصل می‌کنند.

many tourists prefer taking ferries for scenic views.

بسیاری از گردشگران ترجیح می‌دهند برای دیدن مناظر زیبا از کشتی‌ها استفاده کنند.

ferries operate regularly throughout the day.

کشتی‌ها در طول روز به طور منظم تردد دارند.

we took a ferry to reach the remote village.

ما با کشتی به روستای دورافتاده رسیدیم.

the ferries are often crowded during holidays.

کشتی‌ها در تعطیلات اغلب شلوغ هستند.

she enjoys watching the ferries come and go.

او از تماشای رفت و آمد کشتی‌ها لذت می‌برد.

ferries provide a vital transport link for commuters.

کشتی‌ها یک پیوند حمل و نقل حیاتی برای مسافران فراهم می‌کنند.

they offer special discounts for ferry tickets.

آنها تخفیف‌های ویژه‌ای برای بلیط کشتی ارائه می‌دهند.

ferries are an eco-friendly way to travel.

کشتی‌ها یک راه سفر سازگار با محیط زیست هستند.

the ferry ride was a memorable part of our trip.

سفر با کشتی بخشی به یاد ماندنی از سفر ما بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید