etched

[ایالات متحده]/ɛtʃt/
[بریتانیا]/ɛtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرسوده یا علامت‌گذاری شده توسط حکاکی

عبارات و ترکیب‌ها

etched in stone

حک شده روی سنگ

etched in memory

حک شده در حافظه

etched on glass

حک شده روی شیشه

etched in time

حک شده در گذر زمان

etched with love

با عشق حک شده

etched into history

حک شده در تاریخ

etched in metal

حک شده روی فلز

etched upon heart

حک شده روی قلب

etched in detail

با جزئیات حک شده

جملات نمونه

the memory of that day is etched in my mind.

خاطره آن روز در ذهنم حک شده است.

her name is etched on the trophy.

اسم او روی جام حک شده است.

his words were etched in my heart forever.

کلماتش برای همیشه در قلب من حک شدند.

the design was etched into the metal surface.

طرح روی سطح فلز حک شد.

the scars were etched on his skin as a reminder.

جراحات به عنوان یادگاری روی پوستش حک شده بودند.

these experiences are etched in our history.

این تجربیات در تاریخ ما حک شده اند.

her laughter was etched in my memory.

خنده او در خاطره من حک شده بود.

the artist etched a beautiful landscape.

هنرمند یک منظره زیبا را حک کرد.

his achievements are etched in the annals of time.

دستاوردهای او در تاریخچه زمان حک شده اند.

the quote was etched on the wall for all to see.

نقل قول روی دیوار برای دیدن همه حک شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید