casualizes the mood
حالت را رسمیتر میکند
he casualizes everything
او هر چیز را رسمیتر میکند
casualizes the setting
محیط را رسمیتر میکند
casualizes her style
سبک او را رسمیتر میکند
casualizes the tone
نبرد را رسمیتر میکند
she casualizes it
او آن را رسمیتر میکند
casualizes relationships
روابط را رسمیتر میکند
casualizes the dress
پوشاک را رسمیتر میکند
casualizes the event
رویداد را رسمیتر میکند
the designer subtly casualizes the formal dress with a denim jacket.
طراح به طور ملایم لباس رسمی را با یک کت جین راحت تر می کند.
he casualizes his language when speaking to younger colleagues.
او زبان خود را راحت تر می کند وقتی با همکاران جوانتر صحبت می کند.
the company's branding casualizes to appeal to a wider audience.
برند سازمان برای جذب یک جمع بزرگتر از مخاطبین راحت تر می شود.
adding a playful font casualizes the website's overall tone.
اضافه کردن یک فونت بازیگوش مجموعه کلی سایت را راحت تر می کند.
she casualizes her work attire with comfortable sneakers.
او لباس کار خود را با کفش های راحت تر راحت تر می کند.
the restaurant's decor casualizes the dining experience.
زیبایی سالن رستوران تجربه غذا خوری را راحت تر می کند.
the marketing campaign casualizes the product's image.
کمپین بازاریابی تصویر محصول را راحت تر می کند.
he casualizes the meeting by starting with a friendly chat.
او جلسه را با شروع یک گفتگوی دوستانه راحت تر می کند.
the artist casualizes traditional painting with modern techniques.
هنرمند با فنون مدرن نقاشی سنتی را راحت تر می کند.
the new policy casualizes the dress code for employees.
سیاست جدید برای کارکنان قانون لباس را راحت تر می کند.
the interior designer casualizes the space with natural materials.
طراح داخلی با مواد طبیعی فضایی را راحت تر می کند.
casualizes the mood
حالت را رسمیتر میکند
he casualizes everything
او هر چیز را رسمیتر میکند
casualizes the setting
محیط را رسمیتر میکند
casualizes her style
سبک او را رسمیتر میکند
casualizes the tone
نبرد را رسمیتر میکند
she casualizes it
او آن را رسمیتر میکند
casualizes relationships
روابط را رسمیتر میکند
casualizes the dress
پوشاک را رسمیتر میکند
casualizes the event
رویداد را رسمیتر میکند
the designer subtly casualizes the formal dress with a denim jacket.
طراح به طور ملایم لباس رسمی را با یک کت جین راحت تر می کند.
he casualizes his language when speaking to younger colleagues.
او زبان خود را راحت تر می کند وقتی با همکاران جوانتر صحبت می کند.
the company's branding casualizes to appeal to a wider audience.
برند سازمان برای جذب یک جمع بزرگتر از مخاطبین راحت تر می شود.
adding a playful font casualizes the website's overall tone.
اضافه کردن یک فونت بازیگوش مجموعه کلی سایت را راحت تر می کند.
she casualizes her work attire with comfortable sneakers.
او لباس کار خود را با کفش های راحت تر راحت تر می کند.
the restaurant's decor casualizes the dining experience.
زیبایی سالن رستوران تجربه غذا خوری را راحت تر می کند.
the marketing campaign casualizes the product's image.
کمپین بازاریابی تصویر محصول را راحت تر می کند.
he casualizes the meeting by starting with a friendly chat.
او جلسه را با شروع یک گفتگوی دوستانه راحت تر می کند.
the artist casualizes traditional painting with modern techniques.
هنرمند با فنون مدرن نقاشی سنتی را راحت تر می کند.
the new policy casualizes the dress code for employees.
سیاست جدید برای کارکنان قانون لباس را راحت تر می کند.
the interior designer casualizes the space with natural materials.
طراح داخلی با مواد طبیعی فضایی را راحت تر می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید