rejoicings

[ایالات متحده]/rɪˈdʒɔɪsɪŋz/
[بریتانیا]/rɪˈdʒɔɪsɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جشن‌ها یا مراسم; ابراز شادی

عبارات و ترکیب‌ها

great rejoicings

سرورهای بزرگ

public rejoicings

سرورهای عمومی

joyful rejoicings

سرورهای شاد

festive rejoicings

سرورهای جشن

national rejoicings

سرورهای ملی

spontaneous rejoicings

سرورهای خودجوش

community rejoicings

سرورهای اجتماعی

joyous rejoicings

سرورهای فرح‌بخش

sudden rejoicings

سرورهای ناگهانی

shared rejoicings

سرورهای مشترک

جملات نمونه

the community gathered for the rejoicings of the festival.

جامعه برای جشن‌ها دور هم جمع شدند.

her heart was filled with rejoicings when she heard the good news.

قلبش با شنیدن خبر خوب پر از شادی شد.

rejoicings erupted throughout the town after the victory.

پس از پیروزی، شادی در سراسر شهر فوران کرد.

the rejoicings lasted for several days.

جشن‌ها برای چندین روز ادامه داشت.

they organized a parade for the rejoicings of the anniversary.

آنها برای جشن سالگردی یک رژه ترتیب دادند.

rejoicings were heard from every corner of the city.

شادی از هر گوشه شهر شنیده می شد.

her family joined in the rejoicings of her graduation.

خانواده‌اش در جشن فارغ‌التحصیلی او شرکت کرد.

the rejoicings included music, dancing, and feasting.

جشن‌ها شامل موسیقی، رقص و مهمانی بود.

rejoicings broke out as the team scored the winning goal.

همانطور که تیم گل پیروزی را زد، شادی فوران کرد.

they planned a surprise party filled with rejoicings for her birthday.

آنها برای تولد او یک مهمانی غافلگیری پر از شادی برنامه ریزی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید