chagrins

[ایالات متحده]/ˈʃæɡrɪnz/
[بریتانیا]/SHAG-rinz/

ترجمه

v. باعث ناراحتی، ناامیدی یا پشیمانی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

chagrins of life

اندوه‌های زندگی

chagrins and joys

اندوه ها و شادی ها

chagrins in silence

اندوه در سکوت

chagrins of youth

اندوه های جوانی

chagrins of love

اندوه های عشق

chagrins and regrets

اندوه ها و پشیمانی ها

chagrins of failure

اندوه های شکست

chagrins of adulthood

اندوه های بزرگسالی

chagrins of friendship

اندوه های دوستی

جملات نمونه

his chagrins were evident after the failed presentation.

پس از ارائه ناموفق، ناراحتی‌های او آشکار بود.

she expressed her chagrins about missing the event.

او ناراحتی خود را در مورد از دست دادن رویداد ابراز کرد.

despite his chagrins, he remained optimistic.

با وجود ناراحتی‌هایش، او خوش بین باقی ماند.

the team's chagrins were overshadowed by their victory.

ناراحتی‌های تیم در سایه پیروزی آنها قرار گرفت.

her chagrins turned into motivation for improvement.

ناراحتی‌های او به انگیزه برای بهبود تبدیل شد.

he tried to hide his chagrins from his friends.

او سعی کرد ناراحتی‌های خود را از دوستانش پنهان کند.

chagrins can often lead to personal growth.

ناراحتی‌ها اغلب می‌توانند منجر به رشد شخصی شوند.

they shared their chagrins over a cup of coffee.

آنها ناراحتی‌های خود را در کنار یک فنجان قهوه به اشتراک گذاشتند.

his chagrins were a reminder to prepare better next time.

ناراحتی‌های او یادآوری آمادگی بهتر در بار بعدی بود.

learning from chagrins is essential for success.

یادگیری از ناراحتی‌ها برای موفقیت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید