chagrins of life
اندوههای زندگی
chagrins and joys
اندوه ها و شادی ها
chagrins in silence
اندوه در سکوت
chagrins of youth
اندوه های جوانی
chagrins of love
اندوه های عشق
chagrins and regrets
اندوه ها و پشیمانی ها
chagrins of failure
اندوه های شکست
chagrins of adulthood
اندوه های بزرگسالی
chagrins of friendship
اندوه های دوستی
his chagrins were evident after the failed presentation.
پس از ارائه ناموفق، ناراحتیهای او آشکار بود.
she expressed her chagrins about missing the event.
او ناراحتی خود را در مورد از دست دادن رویداد ابراز کرد.
despite his chagrins, he remained optimistic.
با وجود ناراحتیهایش، او خوش بین باقی ماند.
the team's chagrins were overshadowed by their victory.
ناراحتیهای تیم در سایه پیروزی آنها قرار گرفت.
her chagrins turned into motivation for improvement.
ناراحتیهای او به انگیزه برای بهبود تبدیل شد.
he tried to hide his chagrins from his friends.
او سعی کرد ناراحتیهای خود را از دوستانش پنهان کند.
chagrins can often lead to personal growth.
ناراحتیها اغلب میتوانند منجر به رشد شخصی شوند.
they shared their chagrins over a cup of coffee.
آنها ناراحتیهای خود را در کنار یک فنجان قهوه به اشتراک گذاشتند.
his chagrins were a reminder to prepare better next time.
ناراحتیهای او یادآوری آمادگی بهتر در بار بعدی بود.
learning from chagrins is essential for success.
یادگیری از ناراحتیها برای موفقیت ضروری است.
chagrins of life
اندوههای زندگی
chagrins and joys
اندوه ها و شادی ها
chagrins in silence
اندوه در سکوت
chagrins of youth
اندوه های جوانی
chagrins of love
اندوه های عشق
chagrins and regrets
اندوه ها و پشیمانی ها
chagrins of failure
اندوه های شکست
chagrins of adulthood
اندوه های بزرگسالی
chagrins of friendship
اندوه های دوستی
his chagrins were evident after the failed presentation.
پس از ارائه ناموفق، ناراحتیهای او آشکار بود.
she expressed her chagrins about missing the event.
او ناراحتی خود را در مورد از دست دادن رویداد ابراز کرد.
despite his chagrins, he remained optimistic.
با وجود ناراحتیهایش، او خوش بین باقی ماند.
the team's chagrins were overshadowed by their victory.
ناراحتیهای تیم در سایه پیروزی آنها قرار گرفت.
her chagrins turned into motivation for improvement.
ناراحتیهای او به انگیزه برای بهبود تبدیل شد.
he tried to hide his chagrins from his friends.
او سعی کرد ناراحتیهای خود را از دوستانش پنهان کند.
chagrins can often lead to personal growth.
ناراحتیها اغلب میتوانند منجر به رشد شخصی شوند.
they shared their chagrins over a cup of coffee.
آنها ناراحتیهای خود را در کنار یک فنجان قهوه به اشتراک گذاشتند.
his chagrins were a reminder to prepare better next time.
ناراحتیهای او یادآوری آمادگی بهتر در بار بعدی بود.
learning from chagrins is essential for success.
یادگیری از ناراحتیها برای موفقیت ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید