progress impedes
پیشرفت باعث ایجاد مشکل میشود
growth impedes
رشد باعث ایجاد مشکل میشود
development impedes
توسعه باعث ایجاد مشکل میشود
efforts impedes
تلاشها باعث ایجاد مشکل میشوند
success impedes
موفقیت باعث ایجاد مشکل میشود
innovation impedes
نوآوری باعث ایجاد مشکل میشود
communication impedes
ارتباطات باعث ایجاد مشکل میشوند
performance impedes
عملکرد باعث ایجاد مشکل میشود
access impedes
دسترسی باعث ایجاد مشکل میشود
understanding impedes
درک باعث ایجاد مشکل میشود
excessive noise impedes concentration.
سر و صدای زیاد باعث اختلال در تمرکز میشود.
the heavy traffic impedes our progress.
ترافیک سنگین باعث اختلال در روند پیشرفت ما میشود.
poor communication impedes teamwork.
ارتباط ضعیف باعث اختلال در کار گروهی میشود.
his lack of experience impedes his career growth.
کمبود تجربه او باعث اختلال در رشد شغلیاش میشود.
fear of failure often impedes success.
ترس از شکست اغلب باعث اختلال در موفقیت میشود.
inadequate resources impede project completion.
منابع ناکافی باعث اختلال در تکمیل پروژه میشود.
distractions can impede learning.
حواسپرتیها میتوانند باعث اختلال در یادگیری شوند.
legal restrictions sometimes impede innovation.
محدودیتهای قانونی گاهی اوقات باعث اختلال در نوآوری میشوند.
conflicts can impede effective communication.
درگیریها میتوانند باعث اختلال در ارتباط موثر شوند.
unclear goals impede team performance.
اهداف نامشخص باعث اختلال در عملکرد تیم میشوند.
progress impedes
پیشرفت باعث ایجاد مشکل میشود
growth impedes
رشد باعث ایجاد مشکل میشود
development impedes
توسعه باعث ایجاد مشکل میشود
efforts impedes
تلاشها باعث ایجاد مشکل میشوند
success impedes
موفقیت باعث ایجاد مشکل میشود
innovation impedes
نوآوری باعث ایجاد مشکل میشود
communication impedes
ارتباطات باعث ایجاد مشکل میشوند
performance impedes
عملکرد باعث ایجاد مشکل میشود
access impedes
دسترسی باعث ایجاد مشکل میشود
understanding impedes
درک باعث ایجاد مشکل میشود
excessive noise impedes concentration.
سر و صدای زیاد باعث اختلال در تمرکز میشود.
the heavy traffic impedes our progress.
ترافیک سنگین باعث اختلال در روند پیشرفت ما میشود.
poor communication impedes teamwork.
ارتباط ضعیف باعث اختلال در کار گروهی میشود.
his lack of experience impedes his career growth.
کمبود تجربه او باعث اختلال در رشد شغلیاش میشود.
fear of failure often impedes success.
ترس از شکست اغلب باعث اختلال در موفقیت میشود.
inadequate resources impede project completion.
منابع ناکافی باعث اختلال در تکمیل پروژه میشود.
distractions can impede learning.
حواسپرتیها میتوانند باعث اختلال در یادگیری شوند.
legal restrictions sometimes impede innovation.
محدودیتهای قانونی گاهی اوقات باعث اختلال در نوآوری میشوند.
conflicts can impede effective communication.
درگیریها میتوانند باعث اختلال در ارتباط موثر شوند.
unclear goals impede team performance.
اهداف نامشخص باعث اختلال در عملکرد تیم میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید