closed-mindedness

[ایالات متحده]/[ˈkləʊzˈmaɪndɪdnəs]/
[بریتانیا]/[ˈkloʊzˈmaɪndɪdnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل به مقاومت در برابر ایده‌های جدید یا نظرات متفاوت؛ ناخواستن در نظر گرفتن جایگزین‌ها.؛ پیش‌درنیایی یا ناعادلانگی در فکر کردن شخص.؛ کمبود بازدیدگری.

عبارات و ترکیب‌ها

closed-mindedness prevents

تغییر ذهنیت بسته‌گریزی

avoiding closed-mindedness

جلوگیری از ذهنیت بسته‌گریزی

overcoming closed-mindedness

پیروزی بر ذهنیت بسته‌گریزی

displaying closed-mindedness

نمایش ذهنیت بسته‌گریزی

fear of closed-mindedness

ترس از ذهنیت بسته‌گریزی

criticizing closed-mindedness

انتقاد از ذهنیت بسته‌گریزی

rejecting closed-mindedness

رد کردن ذهنیت بسته‌گریزی

impact of closed-mindedness

تأثیر ذهنیت بسته‌گریزی

effects of closed-mindedness

اثرات ذهنیت بسته‌گریزی

challenging closed-mindedness

چالش‌گذاری در ذهنیت بسته‌گریزی

جملات نمونه

his closed-mindedness prevented him from considering alternative viewpoints.

خودپسندی او باعث شد که از نظرات جایگزین غافل شود.

overcoming closed-mindedness is crucial for personal growth and understanding.

پیروزی بر خودپسندی برای رشد شخصی و درک اهمیت زیادی دارد.

the company culture fostered open-mindedness, unlike the previous rigid environment.

فرهنگ شرکت بازدیدگری را تشویق می‌کرد، در حالی که محیط قبلی سخت‌گیرانه بود.

closed-mindedness can lead to misunderstandings and conflict in relationships.

خودپسندی می‌تواند منجر به سوءتفاهم و تعارض در روابط شود.

we need to challenge our own closed-mindedness and biases regularly.

لازم است که به طور منظم خودپسندی و تفکرات خود را به چالش بکشیم.

her closed-mindedness towards new technologies hindered her professional development.

خودپسندی او در قبال فناوری‌های جدید توسعه حرفه‌ای او را محدود کرد.

it's important to avoid judging others based on closed-minded assumptions.

اهمیت دارد که از ارزیابی دیگران بر اساس فرضیات خودپسندانه پرهیز کنیم.

the debate highlighted the dangers of closed-mindedness and narrow perspectives.

این بحث خطرات خودپسندی و دیدگاه‌های تک‌جانبه را روشن کرد.

promoting open dialogue is a powerful antidote to closed-mindedness.

تبلیغ گفتگوی باز یک درمان قوی برای خودپسندی است.

his closed-mindedness made it difficult to collaborate effectively on the project.

خودپسندی او باعث سختی در همکاری مؤثر در این پروژه شد.

education can help break down barriers of closed-mindedness and prejudice.

آموزش می‌تواند موانع خودپسندی و تحيز را شکسته و خنثی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید