colorphobic

[ایالات متحده]/ˈkʌləfəʊbɪk/
[بریتانیا]/ˈkʌlərfoʊbɪk/

ترجمه

adj. دارای ترس یا بیزاری شدید یا غیرمنطقی از رنگ یا رنگ‌ها
n. فردی که دارای ترس یا بیزاری شدید یا غیرمنطقی از رنگ‌ها است

عبارات و ترکیب‌ها

colorphobic attitudes

نگرش‌های رنگ‌هراسانه

being colorphobic

رنگ‌هراس بودن

colorphobic behavior

رفتار رنگ‌هراسانه

colorphobic sentiments

احساسات رنگ‌هراسانه

becoming colorphobic

تبدیل شدن به رنگ‌هراس

colorphobic reactions

واکنش‌های رنگ‌هراسانه

colorphobic mindset

نگاه رنگ‌هراسانه

colorphobic prejudice

تبعیض رنگ‌هراسانه

highly colorphobic

بسیار رنگ‌هراس

colorphobic views

دیدگاه‌های رنگ‌هراسانه

جملات نمونه

the artist was accused of being colorphobic for refusing to include diverse skin tones in her paintings.

هنرمند به داشتن دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد رنگ متهم شد، زیرا از گنجاندن رنگ‌های مختلف پوست در نقاشی‌های خود امتناع می‌کرد.

many consumers consider the company colorphobic due to their extremely limited shade range for foundation products.

بسیاری از مصرف‌کنندگان شرکت را به دلیل طیف رنگی بسیار محدود محصولات کرم پودر، دارای دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد رنگ می‌دانند.

the photographer's colorphobic attitude was evident in his reluctance to capture vibrant cultural festivals.

نگاه تبعیض‌آمیز عکاس در اکراه او برای ثبت جشنواره‌های فرهنگی پر جنب و جوش آشکار بود.

critics labeled the fashion show as colorphobic because of the monotonous color palette used in the entire collection.

منتقدان نمایش مد را به دلیل استفاده از پالت رنگی یکنواخت در کل مجموعه، دارای دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد رنگ نامیدند.

the interior designer was heavily criticized for her colorphobic approach to decorating spaces meant for multicultural families.

طراح داخلی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت به دلیل رویکرد تبعیض‌آمیز او در مورد رنگ در طراحی فضاهایی که برای خانواده‌های چندفرهنگی در نظر گرفته شده‌اند.

marketing experts warned that colorphobic branding could seriously alienate a significant portion of their target audience.

متخصصان بازاریابی هشدار دادند که برندسازی دارای دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد رنگ می‌تواند بخش قابل توجهی از مخاطبان هدف خود را جدیًا بیگانه کند.

the school curriculum was deemed colorphobic for systematically omitting art from various cultural traditions.

برنامه درسی مدرسه به دلیل حذف سیستماتیک هنر از سنت‌های فرهنگی مختلف، دارای دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد رنگ تلقی شد.

social media users collectively called out the brand as colorphobic for their persistent lack of inclusive product colors.

کاربران رسانه‌های اجتماعی به طور جمعی برند را به دلیل فقدان مداوم رنگ‌های محصول فراگیر، دارای دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد رنگ مورد انتقاد قرار دادند.

the museum's entire collection appeared colorphobic with its overwhelming focus on monochrome european artworks.

کل مجموعه موزه به نظر دارای دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد رنگ می‌رسید، با تمرکز بیش از حد آن بر آثار هنری تک‌رنگ اروپایی.

hr representatives argued that the company's seemingly colorblind hiring practices were actually inherently colorphobic.

نمایندگان منابع انسانی استدلال کردند که به نظر می‌رسد روش‌های استخدام بی‌طرفانه شرکت در واقع به طور ذاتی دارای دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد رنگ هستند.

the film director's colorphobic vision resulted in a movie with severely limited visual and cultural diversity.

دیدگاه تبعیض‌آمیز کارگردان فیلم منجر به ساخت فیلمی با تنوع بصری و فرهنگی بسیار محدود شد.

editors noted that the magazine's historically colorphobic design choices had significantly diminished reader engagement over the years.

ویراستاران خاطرنشان کردند که انتخاب‌های طراحی تاریخی تبعیض‌آمیز مجله به طور قابل توجهی تعامل خوانندگان را در طول سال‌ها کاهش داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید