conflicted

[ایالات متحده]/kənˈflɪktɪd/
[بریتانیا]/kənˈflɪktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از تضاد

عبارات و ترکیب‌ها

conflicted feelings

احساسات متناقض

conflicted interests

منافع متناقض

conflicted emotions

احساسات متناقض

conflicted thoughts

افکار متناقض

conflicted loyalties

وفاداری‌های متناقض

conflicted identity

هویت متناقض

conflicted values

ارزش‌های متناقض

conflicted relationships

روابط متناقض

conflicted priorities

اولویت‌های متناقض

conflicted opinions

نظرات متناقض

جملات نمونه

she felt conflicted about moving to a new city.

او احساس تعارض در مورد نقل مکان به یک شهر جدید داشت.

he was conflicted between staying at his job and pursuing his passion.

او بین ماندن در شغلش و دنبال کردن اشتیاقش مردد بود.

the characters in the novel are often conflicted about their choices.

شخصیت‌های رمان اغلب در مورد انتخاب‌های خود مردد هستند.

many students are conflicted about their future career paths.

بسیاری از دانش آموزان در مورد مسیرهای شغلی آینده خود مردد هستند.

she was conflicted over whether to tell the truth or protect her friend.

او در مورد اینکه آیا حقیقت را بگوید یا از دوستش محافظت کند مردد بود.

he felt conflicted after hearing both sides of the argument.

او پس از شنیدن هر دو طرف بحث احساس تعارض کرد.

they were conflicted about the decision to move forward with the project.

آنها در مورد تصمیم به ادامه پروژه مردد بودند.

the team was conflicted on how to approach the problem.

تیم در مورد نحوه برخورد با مشکل مردد بود.

she often feels conflicted when trying to balance work and family.

او اغلب وقتی سعی می‌کند کار و خانواده را متعادل کند، احساس تعارض می‌کند.

he was conflicted about attending the wedding after the breakup.

او پس از جدایی در مورد شرکت در عروسی مردد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید