confrontationalists

[ایالات متحده]//ˌkɒnfrʌnˈteɪʃənəlɪsts//
[بریتانیا]//ˌkɑːnfrʌnˈteɪʃənəlɪsts//

ترجمه

n. جمع confrontationalist؛ افرادی که به طور معمول رویکرد مواجهه‌گرا دارند، به ویژه در بحث یا تعارض

عبارات و ترکیب‌ها

confrontationalists argue

مبارزه‌گران می‌گویند

confrontationalists clash

مبارزه‌گران با هم درگیر می‌شوند

confrontationalists protest

مبارزه‌گران اعتراض می‌کنند

confrontationalists resist

مبارزه‌گران مقاومت می‌کنند

confrontationalists negotiate

مبارزه‌گران مذاکره می‌کنند

جملات نمونه

the confrontationalists picked a fight in every meeting and derailed basic planning.

مبارزه گرها در هر جلسه یک درگیری انتخاب کردند و برنامه ریزی پایه را مختل کردند.

we saw confrontationalists on social media amplify outrage and drown out nuance.

ما مبارزه گرها را در رسانه های اجتماعی دیدیم که غضب را تقویت می کردند و نюانس ها را غرق می کردند.

her manager warned that confrontationalists often push back on policy changes without reading them.

مدیر او هشدار داد که مبارزه گرها اغلب بدون خواندن تغییرات سیاست، علیه آنها می رویند.

the coach tried to rein in confrontationalists who talked back and challenged every call.

مربی سعی کرد مبارزه گرها را کنترل کند که بازخورد می دادند و تمام فرمان ها را چالش می برداشتند.

in the comments, confrontationalists went on the attack instead of offering constructive feedback.

در دیدگاه ها، مبارزه گرها به جای ارائه بازخورد سازنده، به حمله پرداختند.

the moderator asked confrontationalists to tone it down and keep the discussion civil.

میانجی گر از مبارزه گرها خواست تا آن را کم کنند و بحث را مدنی نگه دارند.

some confrontationalists refuse to compromise, even when a simple agreement is within reach.

برخی از مبارزه گرها حتی وقتی که توافق ساده ای در دسترس است، به تنازل نمی گذارند.

the committee removed confrontationalists from the agenda-setting role to restore trust.

کمیته مبارزه گرها را از نقش تعیین برنامه برداشت تا اعتماد را بازگرداند.

during negotiations, confrontationalists raised the stakes and made progress harder.

در مذاکرات، مبارزه گرها میزان پیچیدگی را افزایش دادند و پیشرفت را دشوارتر کردند.

our team avoided confrontationalists by setting clear boundaries and documenting decisions.

تیم ما با تعیین مرزهای واضح و ثبت تصمیمات، از مبارزه گرها پرهیز کرد.

the report noted that confrontationalists thrive on conflict and resist collaborative problem-solving.

گزارش اشاره کرد که مبارزه گرها از درگیری زیاد می کنند و به حل مسئله همکارانه مقاومت می کنند.

in town halls, confrontationalists dominated the floor and ignored the time limits.

در جلسات شهری، مبارزه گرها زمینه را فتح کردند و محدودیت زمان را نادیده گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید