craftiness

[ایالات متحده]/ˈkrɑːftɪnəs/
[بریتانیا]/ˈkræf.tɪ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت هوشمندی در دستیابی به اهداف شخصی با روش‌های غیرمستقیم یا فریبکارانه؛ توانایی ایجاد یا ساختن چیزها به‌صورت ماهرانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

craftiness in action

ظرفیت عمل

craftiness and cunning

حیله گری و زیرکی

craftiness of foxes

حیله گری روباه‌ها

craftiness revealed

افشای حیله گری

craftiness at play

بازی حیله گری

craftiness in design

حیله گری در طراحی

craftiness and skill

حیله گری و مهارت

craftiness of strategy

حیله گری در استراتژی

craftiness of schemes

حیله گری طرح‌ها

craftiness in negotiation

حیله گری در مذاکره

جملات نمونه

her craftiness helped her navigate through the tricky situation.

هوش و ذکاوت او به او کمک کرد تا از این وضعیت دشوار عبور کند.

he admired her craftiness in solving the complex puzzle.

او تحسین کرد که چگونه با زیرکی پیچیده ترین معما را حل کرد.

craftiness is often mistaken for intelligence.

اغلب زیرکی با هوش اشتباه گرفته می شود.

the fox is known for its craftiness in the wild.

روباه به خاطر زیرکی خود در طبیعت شناخته شده است.

her craftiness allowed her to outsmart the competition.

زیرکی او به او اجازه داد تا بر رقیب غلبه کند.

he used his craftiness to negotiate a better deal.

او از زیرکی خود برای مذاکره در مورد یک معامله بهتر استفاده کرد.

craftiness can be a double-edged sword in business.

زیرکی می تواند در تجارت یک شمشیر دولمنده باشد.

she displayed remarkable craftiness in her strategy.

او یک زیرکی قابل توجه را در استراتژی خود نشان داد.

the craftiness of the plan surprised everyone.

زیرکی برنامه همه را شگفت زده کرد.

his craftiness often gets him out of trouble.

زیرکی او اغلب او را از دردسر نجات می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید