cringe

[ایالات متحده]/krɪndʒ/
[بریتانیا]/krɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. چاپلوسی کردن; کنار کشیدن
n. انقباض; چاپلوسی
Word Forms
قسمت سوم فعلcringed
زمان گذشتهcringed
شکل سوم شخص مفردcringes
صفت یا فعل حال استمراریcringing
جمعcringes

جملات نمونه

I cringed at the fellow's stupidity.

من در برابر حماقت آن مرد احساس انزجار کردم.

The dog cringed at the sight of the whip.

سگ با دیدن شلاق منقبض شد.

he cringed away from the blow.

او از ضربه دور شد و منقبض شد.

Natives will cringe and squirm with embarrassment at such brashness.

بومیان با شرم و خجالت منقبض و دست و پا جفت خواهند کرد.

The dog cringed when it saw my stick.

وقتی سگ چوب من را دید، منقبض شد.

he cringed before the icy whiplash of Curtis's tongue.

او در برابر شلاق یخی زبان کرتیس منقبض شد.

You'll cringe at the exhibitionist. You'll despair at the cryer. And you'll run for the hills from the groper.

شما از نمایشگر احساس انزجار خواهید کرد. از گریه‌کننده ناامید خواهید شد. و از دست‌فروش فرار خواهید کرد.

نمونه‌های واقعی

Even the term 'cringe' might someday be deemed 'cringe.'

حتی خود اصطلاح 'عزت‌زدگی' ممکن است روزی 'عزت‌زدگی' تلقی شود.

منبع: 2022 Celebrity High School Graduation Speech

Her soul cringed but she raised her head.

روحش منقبض شد اما سرش را بلند کرد.

منبع: Gone with the Wind

So, does moist make you cringe?

پس، آیا 'مرطوب' شما را ناراحت می‌کند؟

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

It made me cringe every time.

هر بار من را ناراحت می‌کرد.

منبع: Lean In

Charlie rubs his head and cringes.

چارلی سرش را می‌خرد و منقبض می‌کند.

منبع: Flowers for Algernon

Oh yeah! The acting is the definition of cringe!

اوه بله! بازیگری دقیقا همان چیزی است که باعث ناراحتی می‌شود!

منبع: BBC Authentic English

A seated woman cringes as she massages her finger joints.

یک زن نشسته در حالی که مچ دست و مچ پاهایش را ماساژ می‌دهد، منقبض می‌شود.

منبع: The story of origin

High-performing teams depend on collaboration and candour, not cringing and compliance.

تیم‌های با عملکرد بالا به همکاری و صداقت متکی هستند، نه منقبض شدن و اطاعت.

منبع: The Economist (Summary)

She cringed back. " I … I did not see you" .

او عقب‌نشینی کرد. "من ... من شما را ندیدم".

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

Hiro and Tadashi cringed at the closed sign hanging in the window.

هیرو و تاداشی با دیدن علامت بسته بودن در، منقبض شدند.

منبع: Big Hero 6 (audiobook)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید