crudify

[ایالات متحده]/[ˈkruːdɪfaɪ]/
[بریتانیا]/[ˈkruːdɪfaɪ]/

ترجمه

v. سبک کردن چیزی یا آن را خشک و خشک کردن؛ چیزی را به یک فرم خشن یا اساسی کاهش دادن.
adj. خشن و ناپاک.

عبارات و ترکیب‌ها

crudify data

داده‌های خراب

crudifying process

فرآیند خراب کردن

crudify further

خراب کردن بیشتر

crudify resolution

حل خرابی

crudify details

جزئیات خراب

crudify output

خروجی خراب

crudifying image

تصویر خراب

crudify levels

سطح‌های خراب

جملات نمونه

the software update crudified my perfectly functional system.

به‌روزرسانی نرم‌افزار من سیستم کاملاً کارایی من را فاسد کرد.

don't crudify the data with unnecessary formatting.

داده‌ها را با فرمت‌بندی‌های نامفید فاسد نکن.

his attempts to improve the process only crudified it further.

تلاش‌های او برای بهبود فرآیند فقط آن را بیشتر فاسد کرد.

the poorly written code crudified the entire application.

کد نوشته شده به‌نادرست تمام برنامه را فاسد کرد.

we need to avoid crudifying the user experience with intrusive ads.

ما باید تجربه کاربر را با تبلیغات مزاحم فاسد نکنیم.

the redesign crudified the website's navigation.

طراحی دوباره ناوبری وب‌سایت را فاسد کرد.

please don't crudify my hard work with your changes.

لطفاً تغییرات خود را روی کار سخت من فاسد نکنید.

the new policy crudified the company's internal structure.

سیاست جدید ساختار داخلی شرکت را فاسد کرد.

the constant revisions crudified the original document.

تغییرات مکرر متن اصلی را فاسد کرد.

the outdated technology crudified the manufacturing process.

فناوری‌های قدیمی فرآیند تولید را فاسد کرد.

the changes crudified the product's usability.

تغییرات قابلیت استفاده از محصول را فاسد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید