dealings

[ایالات متحده]/ˈdiːlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdiːlɪŋz/

ترجمه

n. معاملات تجاری یا کسب و کار؛ تعاملات یا روابط بین افراد یا سازمان‌ها
Word Forms
جمعdealingss

عبارات و ترکیب‌ها

dealings with

معاملات با

business dealings

معاملات تجاری

personal dealings

معاملات شخصی

past dealings

معاملات گذشته

future dealings

معاملات آینده

dealings in

معاملات در

their dealings

معاملات آنها

unpleasant dealings

معاملات ناخوشایند

daily dealings

معاملات روزانه

shady dealings

معاملات مشکوک

جملات نمونه

our dealings with the supplier have always been professional.

همیشه برخوردهای ما با تامین‌کننده حرفه‌ای بوده است.

the company is reviewing its dealings with overseas partners.

شرکت در حال بررسی روابط خود با شرکای خارجی است.

he had complex dealings with several government agencies.

او روابط پیچیده‌ای با چندین سازمان دولتی داشت.

the investigation focused on their financial dealings.

تحقیقات بر روی معاملات مالی آنها متمرکز بود.

i'm not happy with our current dealings with this firm.

من از روابط فعلی ما با این شرکت راضی نیستم.

the lawyer advised caution in all business dealings.

وکیل به احتیاط در همه معاملات تجاری توصیه کرد.

their dealings were conducted with utmost discretion.

رابطه آنها با نهایت احتیاط انجام شد.

we need to streamline our dealings with vendors.

ما باید روابط خود با تامین کنندگان را ساده کنیم.

the court examined all of their past dealings.

دادگاه تمام معاملات گذشته آنها را بررسی کرد.

he prefers to keep his personal and business dealings separate.

او ترجیح می دهد امور شخصی و تجاری خود را جدا نگه دارد.

the ethics committee questioned the propriety of their dealings.

کمیته اخلاق در مورد مناسب بودن روابط آنها سوالاتی مطرح کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید