negotiations

[ایالات متحده]/[ˈneɪ.ɡoʊ.ʃənz]/
[بریتانیا]/[ˈneɪ.ɡoʊ.ʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند بحث و گفتگو با کسی برای رسیدن به توافق؛ مذاکرات بین دو یا چند طرف، به ویژه با هدف رسیدن به توافق؛ عمل مذاکره.
v. بحث کردن با کسی برای رسیدن به توافق؛ چانه زنی.

عبارات و ترکیب‌ها

negotiations begin

شروع مذاکرات

ongoing negotiations

مذاکرات در جریان

tough negotiations

مذاکرات دشوار

peace negotiations

مذاکرات صلح

salary negotiations

مذاکرات حقوق و دستمزد

negotiation process

فرآیند مذاکره

initial negotiations

مذاکرات اولیه

future negotiations

مذاکرات آینده

successful negotiations

مذاکرات موفق

preliminary negotiations

مذاکرات مقدماتی

جملات نمونه

the company is entering into negotiations with the union regarding salaries.

شرکت در حال ورود به مذاکرات با اتحادیه در مورد حقوق و دستمزدها است.

initial negotiations proved difficult, but we remained optimistic.

مذاکرات اولیه دشوار بود، اما ما خوش بین ماندیم.

we need to prepare thoroughly for the upcoming contract negotiations.

ما باید به طور کامل برای مذاکرات آتی قرارداد آماده شویم.

the negotiations stalled due to disagreements over pricing.

مذاکرات به دلیل اختلاف نظر در مورد قیمت ها متوقف شد.

successful negotiations require patience and a willingness to compromise.

مذاکرات موفقیت آمیز نیاز به صبر و تمایل به مصالحه دارد.

the final round of negotiations will take place next week.

دور نهایی مذاکرات هفته آینده برگزار خواهد شد.

we are engaging in delicate negotiations with potential partners.

ما در حال انجام مذاکرات ظریف با شرکای بالقوه هستیم.

the outcome of the negotiations is crucial for the company's future.

نتیجه مذاکرات برای آینده شرکت بسیار مهم است.

the mediator facilitated the negotiations between the two parties.

میانجیگر مذاکرات بین دو طرف را تسهیل کرد.

we resumed negotiations after a brief period of suspension.

ما مذاکرات را پس از یک دوره کوتاه تعلیق از سر گرفتیم.

the government is leading the negotiations with the striking workers.

دولت رهبری مذاکرات با کارگران اعتصابی را بر عهده دارد.

the lengthy negotiations resulted in a mutually beneficial agreement.

مذاکرات طولانی مدت منجر به توافقی برد برد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید