demeaning

[ایالات متحده]/dɪˈmiːnɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈmiːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجب از دست دادن کرامت یا احترام

عبارات و ترکیب‌ها

demeaning comments

اظهارات تحقیرآمیز

demeaning behavior

رفتار تحقیرآمیز

demeaning remarks

نظرات تحقیرآمیز

demeaning treatment

رفتار تحقیرآمیز

demeaning language

زبان تحقیرآمیز

demeaning attitude

نگاه تحقیرآمیز

demeaning jokes

جک‌های تحقیرآمیز

demeaning stereotypes

کلیشه‌های تحقیرآمیز

demeaning situation

وضعیت تحقیرآمیز

demeaning experience

تجربه تحقیرآمیز

جملات نمونه

his comments were demeaning to the entire team.

اظهارات او برای کل تیم تحقیرآمیز بود.

she felt that the treatment was demeaning and unfair.

او احساس کرد که این رفتار تحقیرآمیز و ناعادلانه است.

using demeaning language can harm relationships.

استفاده از زبان تحقیرآمیز می تواند به روابط آسیب برساند.

many found the advertisement to be demeaning to women.

بسیاری تبلیغ را تحقیرآمیز برای زنان یافتند.

it is demeaning to be treated like a child.

تحقیرآمیز است که مانند کودک با شما رفتار شود.

he made a demeaning remark about her abilities.

او در مورد توانایی های او لحنی تحقیرآمیز داشت.

she refused to accept a demeaning job offer.

او از پذیرش پیشنهاد شغلی تحقیرآمیز امتناع کرد.

they were criticized for their demeaning behavior.

آنها به دلیل رفتار تحقیرآمیزشان مورد انتقاد قرار گرفتند.

it's demeaning to be called names in public.

تحقیرآمیز است که در ملاء عام مورد توهین قرار بگیرید.

his demeaning attitude towards others is unacceptable.

حرف زدن تحقیرآمیز او با دیگران غیرقابل قبول است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید