delirious

[ایالات متحده]/dɪ'lɪrɪəs/
[بریتانیا]/dɪ'lɪrɪəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حالت سردرگمی ذهنی، بسیار هیجان‌زده.

عبارات و ترکیب‌ها

delirious with fever

مبتلا به تب و جنون

deliriously happy

به شدت خوشحال

delirious laughter

خنده دیوانه وار

جملات نمونه

a delirious, unmanageable patient

یک بیمار گیج و مشوش

delirious joy; a crowd of delirious baseball fans.

شوق گیج کننده؛ گروهی از طرفداران بیسبال گیج و مشوش

there was a great roar from the delirious crowd.

صدای فریاد بزرگی از جمعیت گیج و مشوش به گوش رسید.

He was delirious, murmuring about that matter.

او گیج بود و در مورد آن موضوع زمزمه می‌کرد.

She was delirious with fever.

او به دلیل تب گیج بود.

The patient's delirious ramblings made no sense.

صحبت‌های گیج و مشوش بیمار بی‌معنی بود.

The concert was so amazing, I was delirious with joy.

اجرا بسیار شگفت انگیز بود، من از شادی گیج شده بودم.

The delirious laughter echoed through the room.

خنده‌های گیج و مشوش در اتاق طنین انداز شد.

He was delirious with excitement after winning the game.

او بعد از بردن بازی از هیجان گیج شده بود.

The drug caused her to become delirious.

این دارو باعث شد او گیج شود.

The delirious crowd cheered wildly for the band.

جمعیت گیج و مشوش به شدت برای گروه تشویق کردند.

The delirious dream felt so real.

رویای گیج کننده بسیار واقعی به نظر می‌رسید.

He was delirious with hunger after skipping lunch.

او بعد از حذف ناهار به دلیل گرسنگی گیج شده بود.

The delirious state of mind left her feeling disoriented.

حالت ذهنی گیج و مشوش باعث شد او احساس سردرگمی کند.

نمونه‌های واقعی

I found the combination of crafty diction and delirious imagery exciting and illuminating.

من ترکیب لحن زیرکانه و تصاویر گیرا و روشنگر را هیجان انگیز و روشنگر یافتم.

منبع: Stephen King on Writing

Of course! I...I bet he's pretty delirious.

البته! من...حدس می‌زنم او هم خیلی گیج است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

A bad infection can make you delirious.

عفونت شدید می‌تواند شما را گیج کند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American January 2022 Collection

I have lain here for nine weeks, delirious.

من اینجا به مدت نه هفته، در حالی که گیج بودم، دراز کشیده ام.

منبع: Sherlock Holmes Collection Jeremy Brett Edition

Running around the house, screaming, delirious.

دویدن در اطراف خانه، فریاد زدن، گیج.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

It might seem like the pirates are delirious from dehydration.

ممکن است به نظر برسد که دزدان دریایی به دلیل کم آبی گیج هستند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

" Something like that… I was delirious, no doubt… " said Dumbledore.

" چیزی شبیه به آن... من مطمئناً گیج بودم... " دامبلدور گفت.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Eventually, victims may become delirious with severely impaired brain function.

در نهایت، قربانیان ممکن است به دلیل عملکرد شدیداً مختل مغز، گیج شوند.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Hey. You're delirious. You need to let me help you.

هی. شما گیج هستید. شما باید اجازه دهید به شما کمک کنم.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

The delirious mouse approaches Fluffy and, voila, the parasite finds its way home.

موش گیج به سمت فلافی می‌رود و، ویولا، انگل راه خود را به خانه پیدا می‌کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation September 2013

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید