demoralizations

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈmɒrəlɪzeɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈmɔːrəlɪzeɪʃənz]/

ترجمه

n. عمل یا فرایند دموارالی کردن کسی یا چیزی؛ مواردی که دموارالی شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

facing demoralization

مبالگری روحی

avoid demoralizations

جلوگیری از مبالگری روحی

causing demoralization

عوامل باعث مبالگری روحی

felt demoralization

مقایسه شده با مبالگری روحی

overcoming demoralization

پیروزی بر مبالگری روحی

deep demoralizations

MBOLGRI روحی عمیق

prevent demoralization

جلوگیری از مبالگری روحی

experience demoralization

تجربه مبالگری روحی

recognize demoralization

شناسایی مبالگری روحی

addressing demoralization

مقابله با مبالگری روحی

جملات نمونه

the team suffered several demoralizations after losing three games in a row.

تیم پس از باختن سه بازی متوالی چندین بار دچار ازدیاد احساس ناامیدی شد.

frequent setbacks and demoralizations can lead to a loss of motivation.

ناکامی‌های مکرر و احساس ناامیدی می‌تواند منجر به از دست دادن انگیزه شود.

he felt a wave of demoralizations wash over him after the project was cancelled.

او پس از لغو پروژه، احساس موجی از ناامیدی را در خود حس کرد.

the constant criticism caused significant demoralizations within the department.

انتقاد مکرر باعث ایجاد ناامیدی‌های زیاد در بخش شد.

despite the demoralizations, they remained determined to finish the race.

در این میان، آن‌ها با وجود ناامیدی‌ها، به اتمام رقابت اصرار کردند.

the company addressed the employees' demoralizations with a bonus program.

شرکت با اجرای یک برنامه پاداش، به ناامیدی‌های کارکنان پاسخ داد.

experiencing repeated failures can result in deep demoralizations and anxiety.

تجربه ناکامی‌های مکرر می‌تواند منجر به ناامیدی‌های عمیق و اضطراب شود.

the leader sought to mitigate the demoralizations following the unexpected loss.

رهبر سعی کرد تا پس از باخت ناگهانی، ناامیدی‌ها را کاهش دهد.

the news of the layoffs brought widespread demoralizations throughout the office.

خبر کاهش کارکنان باعث ایجاد ناامیدی‌های گسترده در سراسر دفتر شد.

she tried to ignore the demoralizations and focus on her goals.

او سعی کرد ناامیدی‌ها را نادیده گرفته و روی اهداف خود تمرکز کند.

the project's failure brought about a period of demoralizations for the entire team.

ناکامی پروژه باعث ایجاد دوره‌ای از ناامیدی در تمام تیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید