dispiriting

[ایالات متحده]/dɪsˈpɪərɪtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈpɪrɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد کننده از دست دادن اشتیاق یا امید

عبارات و ترکیب‌ها

dispiriting news

اخبار ناامیدکننده

dispiriting experience

تجربه ناامیدکننده

dispiriting outcome

نتیجه ناامیدکننده

dispiriting situation

وضعیت ناامیدکننده

dispiriting trend

روند ناامیدکننده

dispiriting report

گزارش ناامیدکننده

dispiriting message

پیام ناامیدکننده

dispiriting feedback

بازخورد ناامیدکننده

dispiriting thought

فکر ناامیدکننده

dispiriting reality

واقعیت ناامیدکننده

جملات نمونه

it was dispiriting to see so many people give up.

دیدن اینکه افراد زیادی دست کشیدند، ناامید کننده بود.

the dispiriting news affected everyone's morale.

اخبار ناامید کننده بر روحیه همه تأثیر گذاشت.

her dispiriting comments made him doubt his abilities.

اظهارات ناامید کننده او باعث شد او توانایی های خود را زیر سوال ببرد.

it was dispiriting to work on a project with no support.

کار کردن روی پروژه ای بدون حمایت، ناامید کننده بود.

he found the dispiriting routine hard to break.

شکستن روتین ناامید کننده برای او سخت بود.

the team's dispiriting performance led to a loss.

عملکرد ناامید کننده تیم منجر به شکست شد.

she felt dispiriting pressure to meet unrealistic expectations.

او تحت فشار ناامید کننده برای برآورده کردن انتظارات غیر واقعی احساس کرد.

the dispiriting weather kept everyone indoors.

آب و هوای ناامید کننده همه را در داخل خانه نگه داشت.

his dispiriting words lingered in her mind.

کلمات ناامید کننده او در ذهن او ماندگار بود.

finding the dispiriting truth was hard to accept.

پیدا کردن حقیقت ناامید کننده سخت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید