disposed

[ایالات متحده]/dɪˈspəʊzd/
[بریتانیا]/dɪˈspoʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمایل; هدف دار; در حالت سلامت
v. رسیدگی کردن; ترتیب دادن; تمایل دادن
Word Forms
زمان گذشتهdisposed
قسمت سوم فعلdisposed

عبارات و ترکیب‌ها

disposed of

دور ریخته شده

disposed to

مایل به

dispose of

دور ریختن

جملات نمونه

the waste is disposed of in the North Sea.

ضایعات در دریای شمال دفع می شوند.

The committee soon disposed of business.

کمیته به سرعت امور را انجام داد.

disposed of the problem quickly.

به سرعت مشکل را حل کرد.

Ensure that all the waste is properly and safely disposed of.

اطمینان حاصل کنید که تمام زباله ها به درستی و با خیال راحت دفع شوند.

being naturally disposed towards speculation

به طور طبیعی به سمت حدس و گمان گرایش دارد.

the chief disposed his attendants in a circle.

رهبر خدمتش را در یک دایره قرار داد.

books may be disposed of if they are duplicates.

اگر تکراری باشند، کتاب ها قابل دور ریختن هستند.

this fact was ignored by ill-disposed critics.

این واقعیت توسط منتقدانی که قصد بدی نداشتند نادیده گرفته شد.

ensure that waste materials are disposed of responsibly.

اطمینان حاصل کنید که مواد زائد به طور مسئولانه دفع می شوند.

the company is well disposed to the idea of partnership.

شرکت به خوبی با ایده مشارکت موافق است.

The sad news disposed him to melancholy.

خبرهای غم انگیز او را به افسردگی سوق داد.

I have disposed of my old clothes.

من لباس های قدیمی خود را دور ریختم.

He disposed his books on the shelves.

او کتاب های خود را روی قفسه ها قرار داد.

They disposed troops along the river.

آنها نیروها را در امتداد رودخانه مستقر کردند.

Do you feel disposed for a bath?

آیا احساس می کنید برای حمام کردن آماده هستید؟

He seemed disposed to that.

او به نظر می رسید که به آن گرایش دارد.

She is disposed to sudden bouts of depression.

او مستعد دوره‌های ناگهانی افسردگی است.

She seems favourably disposed to the move.

او به نظر می رسد که به این حرکت به طور مطلوب گرایش دارد.

Because the su lage contains a mass of the pathogeny and it is whiffy even disposed, it repollute the water in case of disposed incorrectly.

از آنجایی که روستای سو حاوی توده ای از پاتوژنی است و حتی در صورت دفع آن هم بوی نامطبوعی دارد، در صورت دفع نادرست، آب را دوباره آلوده می کند.

The taxpayer are unfavorably disposed towards the recent tax increase.

مالیات دهندگان نسبت به افزایش مالیات اخیر به طور نامطلوبی گرایش دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید