disruptively

[ایالات متحده]/[dɪˈrʌptɪvli]/
[بریتانیا]/[dɪˈrʌptɪvli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که چیزی را مختل یا مهار می‌کند؛ به گونه‌ای که تغییر یا اغتشاش ناگهانی و قابل توجهی ایجاد می‌کند؛ به گونه‌ای که نرم‌های یا سیستم‌های مرسوم را چالش می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

disruptively innovative

نوآوری ناب

disruptively changing

تغییر کننده ناب

disruptively impacting

تأثیرگذار ناب

disruptively challenging

چالش‌زای ناب

disruptively powerful

قدرتمند ناب

disruptively new

نو ناب

disruptively different

متفاوت ناب

disruptively operating

فعالیت‌کننده ناب

disruptively evolving

تکامل‌یافته ناب

disruptively shifting

تغییر‌کننده ناب

جملات نمونه

the startup aggressively entered the market, disrupting the established order.

شرکت نوپا به طور فعال در بازار وارد شد و ساختار موجود را به هم زد.

he challenged the traditional methods, innovating disruptively in the field.

او روش‌های سنتی را چالش می‌پذیرد و به طور نابرابر در این زمینه نوآوری می‌کند.

the new technology disrupted the existing business model significantly.

فناوری جدید به طور معنی‌داری مدل کسب و کار موجود را به هم زد.

the speaker presented his ideas disruptively, sparking a lively debate.

سخنران به طور نابرابر ایده‌های خود را ارائه کرد و یک بحث پر انرژی را شروع کرد.

the company's disruptive pricing strategy shook up the competition.

استراتژی قیمت گذاری نابرابر شرکت رقابت را به هم زد.

the artist used unconventional techniques, creating disruptively beautiful art.

هنرمند از روش‌های غیرمعمول استفاده کرد و آثاری زیبای نابرابر ایجاد کرد.

the new app disrupted the way people communicate, changing everything.

اپلیکیشن جدید نحوه ارتباط افراد را به هم زد و همه چیز را تغییر داد.

the professor's unconventional teaching style disrupted the classroom routine.

استاد با سبک تدریس غیرمعمول خود روال کلاس درس را به هم زد.

the band's music was disruptively loud, but undeniably catchy.

موسیقی گروه به طور نابرابر بلند بود، اما به طور قطع جذاب بود.

the politician's speech disruptively challenged the status quo.

خطابه سیاستمدار به طور نابرابر وضع موجود را چالش می‌کرد.

the algorithm disrupted the search results, providing unexpected insights.

الگوریتم نتایج جستجو را به هم زد و اطلاعات غیرمنتظره ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید