distastefully

[ایالات متحده]/[dɪsˈteɪsfʊli]/
[بریتانیا]/[dɪˈsteɪsfʊli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به نحوی ناخوشایند یا زننده؛ به نحوی که احساس انزجار یا بیزاری را برمی‌انگیزد.

عبارات و ترکیب‌ها

distastefully loud

به طرز زننده ای بلند

distastefully presented

به طرز زننده ای ارائه شده

distastefully done

به طرز زننده ای انجام شده

speaking distastefully

با لحنی زننده صحبت کردن

acting distastefully

با رفتاری زننده عمل کردن

distastefully bright

به طرز زننده ای روشن

distastefully high

به طرز زننده ای بالا

distastefully warm

به طرز زننده ای گرم

distastefully sweet

به طرز زننده ای شیرین

distastefully expensive

به طرز زننده ای گران

جملات نمونه

the restaurant served the fish distastefully, overcooked and dry.

رستوران ماهی را به شکلی ناخوشاوت، بیش از حد پخته و خشک سرو کرد.

he spoke distastefully about his former colleagues, spreading rumors.

او درباره همکاران سابقش به شکلی ناخوشاوت صحبت کرد و شایعاتی را پخش کرد.

the politician behaved distastefully during the debate, resorting to personal attacks.

سیاستمدار در طول بحث به شکلی ناخوشاوت رفتار کرد و به حملات شخصی متوسل شد.

she found the movie's ending distastefully predictable and cliché-ridden.

او پایان فیلم را به شکلی ناخوشاوت قابل پیش‌بینی و کلیشه‌ای یافت.

the comedian's jokes were distastefully offensive to many in the audience.

جک‌های کمدین برای بسیاری از افراد در تالار ناخوشاوت توهین‌آمیز بود.

he reacted distastefully to the criticism, becoming defensive and angry.

او به شکلی ناخوشاوت به انتقادها واکنش نشان داد و دچار دفاع و خشم شد.

the article described the situation distastefully, focusing on the most graphic details.

مقاله وضعیت را به شکلی ناخوشاوت توصیف کرد و بر روی جزئیات گرافیکی‌ترین تمرکز کرد.

the company handled the public relations crisis distastefully, exacerbating the situation.

شرکت بحران روابط عمومی را به شکلی ناخوشاوت مدیریت کرد و وضعیت را بدتر کرد.

she wrote a distastefully sarcastic email to her boss after the meeting.

او بعد از جلسه یک ایمیل به طرز ناخوشاوت طعنه‌آمیز برای رئیسش نوشت.

the news report presented the facts distastefully, emphasizing sensationalism.

گزارش خبری واقعیت‌ها را به شکلی ناخوشاوت ارائه کرد و بر اغراق‌آمیزی تأکید کرد.

he displayed distastefully insensitive behavior towards the grieving family.

او رفتاری ناخوشاوت و بی‌حساسانه نسبت به خانواده داغدار نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید