dolefulness

[ایالات متحده]/ˈdəʊl.fəl.nəs/
[بریتانیا]/ˈdoʊl.fəl.nəs/

ترجمه

n. غم؛ اندوه؛ تاریکی؛ اندوه؛ تنهایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dolefulness prevails

غلبۀ غمگینی

expressing dolefulness

بیان غمگینی

dolefulness envelops

غمگینی فرا می گیرد

feeling dolefulness

احساس غمگینی

dolefulness lingers

غمگینی طول می کشد

dolefulness abounds

غمگینی فراوان است

dolefulness descends

غمگینی نزول می کند

noting dolefulness

توجه به غمگینی

dolefulness expressed

غمگینی بیان شده

overwhelming dolefulness

غمگینی طاقت فرسا

جملات نمونه

his face was marked by a deep sense of dolefulness.

چهره‌اش با حس عمیقی از غمگینی مشخص شده بود.

the song conveyed a feeling of dolefulness that resonated with many.

آهنگ حسی از غمگینی را منتقل می‌کرد که با بسیاری از افراد همخوانی داشت.

she spoke with a tone of dolefulness that made everyone silent.

او با لحنی از غمگینی صحبت کرد که باعث سکوت همه شد.

his eyes reflected a profound dolefulness after the news.

چشمانش پس از شنیدن خبر، غمگینی عمیقی را نشان می‌دادند.

the atmosphere in the room was filled with a sense of dolefulness.

فضای اتاق با حسی از غمگینی پر شده بود.

she tried to hide her dolefulness behind a smile.

او سعی کرد غمگینی خود را پشت یک لبخند پنهان کند.

his words were laced with a sense of dolefulness.

کلماتش با حسی از غمگینی آغشته شده بودند.

the film ended on a note of dolefulness that left the audience in tears.

فیلم با لحنی از غمگینی به پایان رسید که باعث شد مخاطبان اشک بریزند.

in her art, she expressed her feelings of dolefulness beautifully.

در هنر خود، او احساسات خود از غمگینی را به زیبایی بیان کرد.

the letter was filled with a sense of dolefulness about the past.

نامه با حسی از غمگینی در مورد گذشته پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید