attracting eccentrics
جذب افراد عجیب و غریب
group of eccentrics
گروهی از افراد عجیب و غریب
meet eccentrics
آشنایی با افراد عجیب و غریب
known eccentrics
افراد عجیب و غریب شناخته شده
family eccentrics
افراد عجیب و غریب خانوادگی
creative eccentrics
افراد عجیب و غریب خلاق
embracing eccentrics
پذیرش افراد عجیب و غریب
studying eccentrics
مطالعه افراد عجیب و غریب
odd eccentrics
افراد عجیب و غریب عجیب
notable eccentrics
افراد عجیب و غریب قابل توجه
the museum showcased a collection of portraits by eccentric artists.
موزه مجموعهای از پرترههای هنرمندان عجیب و غریب را به نمایش گذاشت.
we encountered several eccentric characters during our travels through europe.
ما در طول سفر خود به اروپا با چندین شخصیت عجیب و غریب برخورد کردیم.
his eccentric behavior often made him the subject of office gossip.
رفتار عجیب و غریب او اغلب باعث میشد او موضوع غیبتهای دفتر باشد.
the eccentric millionaire was known for his unusual hobbies and collections.
میلیاردر عجیب و غریب به داشتن سرگرمیها و مجموعههای غیرمعمولش معروف بود.
she admired the eccentric professor's unconventional teaching methods.
او روشهای تدریس غیرمتعارف استاد عجیب و غریب را تحسین میکرد.
the town was full of charming, eccentric shops and cafes.
شهر مملو از مغازهها و کافههای جذاب و عجیب و غریب بود.
he had a reputation as an eccentric inventor with wild ideas.
او به عنوان یک مخترع عجیب و غریب با ایدههای دیوانه وار شهرت داشت.
despite their eccentricities, they were kind and generous people.
با وجود عجیب و غریب بودنشان، آنها افراد مهربان و سخاوتمند بودند.
the film featured a cast of colorful and eccentric personalities.
فیلم دارای بازیگران رنگارنگ و عجیب و غریب بود.
her eccentric style of dress always turned heads on the street.
سبک لباس عجیب و غریب او همیشه باعث میشد سرها در خیابان برگردد.
the eccentric couple lived in a treehouse and grew their own food.
زوج عجیب و غریب در یک کلبهای درختی زندگی میکردند و غذای خود را پرورش میدادند.
attracting eccentrics
جذب افراد عجیب و غریب
group of eccentrics
گروهی از افراد عجیب و غریب
meet eccentrics
آشنایی با افراد عجیب و غریب
known eccentrics
افراد عجیب و غریب شناخته شده
family eccentrics
افراد عجیب و غریب خانوادگی
creative eccentrics
افراد عجیب و غریب خلاق
embracing eccentrics
پذیرش افراد عجیب و غریب
studying eccentrics
مطالعه افراد عجیب و غریب
odd eccentrics
افراد عجیب و غریب عجیب
notable eccentrics
افراد عجیب و غریب قابل توجه
the museum showcased a collection of portraits by eccentric artists.
موزه مجموعهای از پرترههای هنرمندان عجیب و غریب را به نمایش گذاشت.
we encountered several eccentric characters during our travels through europe.
ما در طول سفر خود به اروپا با چندین شخصیت عجیب و غریب برخورد کردیم.
his eccentric behavior often made him the subject of office gossip.
رفتار عجیب و غریب او اغلب باعث میشد او موضوع غیبتهای دفتر باشد.
the eccentric millionaire was known for his unusual hobbies and collections.
میلیاردر عجیب و غریب به داشتن سرگرمیها و مجموعههای غیرمعمولش معروف بود.
she admired the eccentric professor's unconventional teaching methods.
او روشهای تدریس غیرمتعارف استاد عجیب و غریب را تحسین میکرد.
the town was full of charming, eccentric shops and cafes.
شهر مملو از مغازهها و کافههای جذاب و عجیب و غریب بود.
he had a reputation as an eccentric inventor with wild ideas.
او به عنوان یک مخترع عجیب و غریب با ایدههای دیوانه وار شهرت داشت.
despite their eccentricities, they were kind and generous people.
با وجود عجیب و غریب بودنشان، آنها افراد مهربان و سخاوتمند بودند.
the film featured a cast of colorful and eccentric personalities.
فیلم دارای بازیگران رنگارنگ و عجیب و غریب بود.
her eccentric style of dress always turned heads on the street.
سبک لباس عجیب و غریب او همیشه باعث میشد سرها در خیابان برگردد.
the eccentric couple lived in a treehouse and grew their own food.
زوج عجیب و غریب در یک کلبهای درختی زندگی میکردند و غذای خود را پرورش میدادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید