engagedly

[ایالات متحده]/ɪnˈɡeɪdʒɪdli/
[بریتانیا]/ɪnˈɡeɪdʒɪdli/

ترجمه

adv. به صورت مشغول؛ با توجه کامل یا مشارکت

جملات نمونه

the students listened engagedly as the professor explained the complex theory.

دانشجوان با توجه و مشارکت فعال به توضیحات پروفسور درباره نظریه پیچیده گوش دادند.

she watched engagedly as the magician performed his final trick.

او با توجه و مشارکت فعال به انجام آخرین فریب راهب ماهیگر داشت.

the audience participated engagedly in the interactive workshop.

بینندهان با مشارکت فعال در کارگاه تعاملی شرکت کردند.

he read engagedly, completely absorbed in the mystery novel.

او با مشارکت فعال کتاب رمان اسرارآمیز را خواند و کاملاً در آن غرق شد.

the team worked engagedly to meet the tight deadline.

تیم با مشارکت فعال کار کرد تا به مهلت تنگ تکیه کند.

the children participated engagedly in the science experiment.

کودکان با مشارکت فعال در آزمایش علمی شرکت کردند.

they debated the issue engagedly, each presenting strong arguments.

آنها به طور فعال در مورد این مسئله بحث کردند، هر کدام استدلال‌های قوی ارائه دادند.

the tourists observed engagedly as the guide explained the historical artifacts.

گردشگران با توجه و مشارکت فعال به توضیحات راهنما درباره اشیاء تاریخی گوش دادند.

she learned engagedly, taking detailed notes throughout the lecture.

او با مشارکت فعال یاد گرفت و در طول سخنرانی یادداشت‌های جزئیات‌مند گرفت.

the committee discussed the proposal engagedly before making a decision.

کمیته پیشنهاد را به طور فعال بحث کرد قبل از اتخاذ تصمیم.

he studied engagedly for his final examinations.

او با مشارکت فعال برای امتحانات پایانی خواند.

the fans cheered engagedly throughout the exciting match.

معشوقان در طول بازی جذاب با شور و مشارکت فعال تشویق کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید