entombing the past
تنگ کردن گذشته
entombing secrets
تنگ کردن اسرار
entombing memories
تنگ کردن خاطرات
entombing the dead
تنگ کردن مردگان
entombing artifacts
تنگ کردن آثار باستانی
entombing history
تنگ کردن تاریخ
entombing treasures
تنگ کردن گنجها
entombing fears
تنگ کردن ترسها
entombing knowledge
تنگ کردن دانش
entombing emotions
تنگ کردن احساسات
the ancient egyptians were known for entombing their pharaohs with great care.
مصریهای باستان به دلیل تدفین فراعنه با دقت زیاد شناخته میشدند.
they found treasures entombing the secrets of the past.
آنها گنجهایی را پیدا کردند که رازهای گذشته را پنهان میکردند.
entombing the memories of loved ones can be a painful process.
تدفین خاطرات عزیزان میتواند یک فرآیند دردناک باشد.
the archaeologists were excited about entombing the artifacts they discovered.
باستانشناسان از دفن اشیاء باستانی که کشف کرده بودند هیجانزده بودند.
legends speak of a dragon entombing itself in a mountain.
افسانه ها از یک اژدها صحبت می کنند که خود را در کوه به خاک سپرده است.
entombing the past can sometimes help us move forward.
به خاک سپردن گذشته گاهی اوقات می تواند به ما کمک کند به جلو حرکت کنیم.
they dedicated a monument for entombing the fallen soldiers.
آنها یک بنای یادبود برای دفن سربازان جان باخته اختصاص دادند.
entombing the history of a civilization is crucial for future generations.
به خاک سپردن تاریخ یک تمدن برای نسل های آینده بسیار مهم است.
the ritual involved entombing the deceased with their favorite belongings.
این آیین شامل دفن متوفی با متعلقات مورد علاقه اش بود.
he felt like he was entombing his dreams by not pursuing them.
او احساس می کرد که با دنبال نکردن آنها، رویاهای خود را به خاک سپرده است.
entombing the past
تنگ کردن گذشته
entombing secrets
تنگ کردن اسرار
entombing memories
تنگ کردن خاطرات
entombing the dead
تنگ کردن مردگان
entombing artifacts
تنگ کردن آثار باستانی
entombing history
تنگ کردن تاریخ
entombing treasures
تنگ کردن گنجها
entombing fears
تنگ کردن ترسها
entombing knowledge
تنگ کردن دانش
entombing emotions
تنگ کردن احساسات
the ancient egyptians were known for entombing their pharaohs with great care.
مصریهای باستان به دلیل تدفین فراعنه با دقت زیاد شناخته میشدند.
they found treasures entombing the secrets of the past.
آنها گنجهایی را پیدا کردند که رازهای گذشته را پنهان میکردند.
entombing the memories of loved ones can be a painful process.
تدفین خاطرات عزیزان میتواند یک فرآیند دردناک باشد.
the archaeologists were excited about entombing the artifacts they discovered.
باستانشناسان از دفن اشیاء باستانی که کشف کرده بودند هیجانزده بودند.
legends speak of a dragon entombing itself in a mountain.
افسانه ها از یک اژدها صحبت می کنند که خود را در کوه به خاک سپرده است.
entombing the past can sometimes help us move forward.
به خاک سپردن گذشته گاهی اوقات می تواند به ما کمک کند به جلو حرکت کنیم.
they dedicated a monument for entombing the fallen soldiers.
آنها یک بنای یادبود برای دفن سربازان جان باخته اختصاص دادند.
entombing the history of a civilization is crucial for future generations.
به خاک سپردن تاریخ یک تمدن برای نسل های آینده بسیار مهم است.
the ritual involved entombing the deceased with their favorite belongings.
این آیین شامل دفن متوفی با متعلقات مورد علاقه اش بود.
he felt like he was entombing his dreams by not pursuing them.
او احساس می کرد که با دنبال نکردن آنها، رویاهای خود را به خاک سپرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید