exacerbate

[ایالات متحده]/ɪɡˈzæsəbeɪt/
[بریتانیا]/ɪɡˈzæsərbeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

بدتر کردن: v. بدتر کردن; تشدید کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردexacerbates
صفت یا فعل حال استمراریexacerbating
قسمت سوم فعلexacerbated
زمان گذشتهexacerbated

جملات نمونه

a speech that exacerbated racial tensions; a heavy rainfall that exacerbated the flood problems.

سخنرانی که تنش‌های نژادی را تشدید کرد؛ باران شدید که مشکلات سیل را تشدید کرد.

everything conspires to exacerbate the situation.

هر چیزی برای تشدید وضعیت توطئه‌چینیده است.

these problems were exacerbated by central government's policies.

این مشکلات توسط سیاست‌های دولت مرکزی تشدید شد.

The drugs they gave her only exacerbated the pain.

داروهایی که به او دادند فقط درد را تشدید کرد.

The weather had exacerbated another problem by now: mildew, oidium and…..snails.

تا اینجا، هوا یک مشکل دیگر را تشدید کرده بود: کپک، اوییدیوم و... حلزون.

And the situation in France Telecom was exacerbated by the fact that so many workers were unsackable.

و وضعیت در France Telecom تشدید شد به این دلیل که بسیاری از کارگران غیرقابل اخراج بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید