exhaustedly

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɔːstɪdli/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɔːstɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در حالت خستگی شدید جسمی یا ذهنی

عبارات و ترکیب‌ها

exhaustedly tired

خسته و تحلیل رفته

exhaustedly waiting

منتظر و تحلیل رفته

exhaustedly working

در حال کار کردن و تحلیل رفته

exhaustedly walking

در حال قدم زدن و تحلیل رفته

exhaustedly thinking

در حال فکر کردن و تحلیل رفته

exhaustedly running

در حال دویدن و تحلیل رفته

exhaustedly speaking

در حال صحبت کردن و تحلیل رفته

exhaustedly resting

در حال استراحت کردن و تحلیل رفته

exhaustedly falling

در حال افتادن و تحلیل رفته

exhaustedly collapsing

در حال از هم پاشیدن و تحلیل رفته

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید