fatigued

[ایالات متحده]/fə'tiɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خسته
Word Forms
زمان گذشتهfatigued

عبارات و ترکیب‌ها

suffering from fatigue

در حال رنجیدن از خستگی

جملات نمونه

they were fatigued by their journey.

آنها از سفرشان خسته شده بودند.

The exercises fatigued her.

تمرینات باعث خستگی او شدند.

fatigued by the day's labors;

خسته از تلاش‌های روزانه;

feeling fatigued after a long day at work

احساس خستگی بعد از یک روز طولانی کار.

experiencing mental fatigue from studying for exams

تجربه خستگی ذهنی ناشی از مطالعه برای امتحانات.

physical fatigue from intense exercise

خستگی جسمانی ناشی از ورزش شدید.

combat fatigue in soldiers

خستگی رزمی در سربازان.

fatigue can impact cognitive function

خستگی می‌تواند بر عملکرد شناختی تأثیر بگذارد.

fatigue is a common symptom of many illnesses

خستگی یک علامت شایع بسیاری از بیماری‌ها است.

jet lag often leads to fatigue

بدخوابی ناشی از تغییر ساعت (جت لگ) اغلب منجر به خستگی می‌شود.

physical and mental fatigue can be interconnected

خستگی جسمانی و ذهنی می‌توانند به هم مرتبط باشند.

نمونه‌های واقعی

Which makes sense, as the longer you're awake, the more fatigued you become.

با توجه به اینکه هرچه بیشتر بیدار باشید، بیشتر احساس خستگی می‌کنید، این منطقی به نظر می‌رسد.

منبع: Asap SCIENCE Selection

I was limp and weary, befogged in mind and fatigued in body.

من بی‌حال و خسته بودم، ذهنم در مه بود و بدنم خسته.

منبع: The Sign of the Four

They may feel achy, fatigued, or nauseated right after treatment.

ممکن است بعد از درمان احساس درد، خستگی یا تهوع کنند.

منبع: TED-Ed (video version)

An irregular sleep cycle leaves you feeling foggy, fatigued and unproductive.

چرخه خواب نامنظم باعث می‌شود احساس مهره‌مغزی، خستگی و عدم بهره‌وری کنید.

منبع: Science in Life

And it happens most frequently when we're tired or fatigued.

و این بیشتر اوقات زمانی اتفاق می‌افتد که خسته یا خسته هستیم.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American September 2021 Collection

If you're burned out and fatigued, opt for a lighter exercise.

اگر احساس فرسودگی و خستگی دارید، یک ورزش سبک‌تر را انتخاب کنید.

منبع: Psychology Mini Class

If those stores are low in your body, you can feel really fatigued.

اگر این ذخایر در بدن شما کم باشد، ممکن است واقعا احساس خستگی کنید.

منبع: Connection Magazine

With the multiplying of your machinery you grow increasingly fatigued, anxious, nervous, dissatisfied.

با افزایش ماشین‌آلات خود، به طور فزاینده‌ای خسته، مضطرب، عصبی و ناراضی می‌شوید.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

Constant work or study makes one feel not only stressed but also fatigued and eventually dull.

کار یا مطالعه مداوم باعث می‌شود فرد نه تنها احساس استرس کند، بلکه احساس خستگی و در نهایت کسالت نیز می‌کند.

منبع: English proverbs

And you might be tired and fatigued, but you've got to keep going.

شاید خسته و خسته باشید، اما باید به کار خود ادامه دهید.

منبع: Environment and Science

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید