faithlessnesses

[ایالات متحده]/ˈfeɪθləsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfeɪθləsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت خیانت یا عدم وفاداری

عبارات و ترکیب‌ها

faithlessnesses abound

ناكامی‌ها فراوان هستند

faithlessnesses revealed

ناكامی‌ها آشکار شد

overcoming faithlessnesses

غلبه بر ناکامی‌ها

faithlessnesses in relationships

ناكامی‌ها در روابط

recognizing faithlessnesses

تشخیص ناکامی‌ها

faithlessnesses and trust

ناكامی‌ها و اعتماد

addressing faithlessnesses

رسیدگی به ناکامی‌ها

faithlessnesses exposed

ناكامی‌ها نمایان شد

dealing with faithlessnesses

مقابله با ناکامی‌ها

faithlessnesses in society

ناكامی‌ها در جامعه

جملات نمونه

his faithlessnesses led to the end of their relationship.

بی‌اعتمادی‌های او منجر به پایان دادن به رابطه آنها شد.

she couldn't overlook his faithlessnesses during their marriage.

او نمی‌توانست بی‌اعتمادی‌های او را در طول ازدواجشان نادیده بگیرد.

faithlessnesses can destroy trust in any partnership.

بی‌اعتمادی‌ها می‌توانند اعتماد را در هر مشارکت از بین ببرند.

his repeated faithlessnesses caused her deep pain.

بی‌اعتمادی‌های مکرر او باعث درد عمیق او شد.

they ended their friendship due to his faithlessnesses.

آنها به دلیل بی‌اعتمادی‌های او دوستی خود را به پایان رساندند.

her faithlessnesses were a constant source of conflict.

بی‌اعتمادی‌های او منبع دائمی درگیری بود.

faithlessnesses can have long-lasting effects on relationships.

بی‌اعتمادی‌ها می‌توانند اثرات طولانی‌مدتی بر روابط داشته باشند.

he sought forgiveness for his past faithlessnesses.

او طلب بخشش برای بی‌اعتمادی‌های گذشته خود کرد.

they tried to rebuild their trust despite his faithlessnesses.

آنها تلاش کردند تا با وجود بی‌اعتمادی‌های او اعتماد خود را دوباره بسازند.

faithlessnesses can lead to a cycle of heartbreak.

بی‌اعتمادی‌ها می‌توانند منجر به چرخه دل‌شکستگی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید