ferociously

[ایالات متحده]/fə'rəuʃəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز وحشیانه، به طرز بی‌رحمانه

عبارات و ترکیب‌ها

attacking ferociously

حمله به شکل وحشیانه

growling ferociously

غرغر کردن به شکل وحشیانه

running ferociously

دویدن به شکل وحشیانه

fighting ferociously

جنگیدن به شکل وحشیانه

جملات نمونه

he wrote a ferociously hostile attack.

او یک حمله خصمانه و تند را نوشت.

The lion roared ferociously.

شیر به طرز وحشیانه‌ای غرش کرد.

She defended herself ferociously in the debate.

او با شدت در بحث از خود دفاع کرد.

The storm hit the coast ferociously.

طوفان به طرز وحشیانه‌ای به ساحل برخورد کرد.

The tiger pounced ferociously on its prey.

ببر به طرز وحشیانه‌ای به طعمه خود پرید.

He fought ferociously to protect his family.

او برای محافظت از خانواده‌اش با شدت جنگید.

The dragon breathed fire ferociously.

اژدها به طرز وحشیانه‌ای آتش دمید.

The criminal attacked ferociously.

جنایتکار به طرز وحشیانه‌ای حمله کرد.

The waves crashed ferociously against the rocks.

امواج به طرز وحشیانه‌ای به صخره‌ها برخورد کردند.

The warrior swung his sword ferociously.

جنگجو شمشیر خود را به طرز وحشیانه‌ای چرخاند.

The dog barked ferociously at the intruder.

سگ به طرز وحشیانه‌ای به سمت متکلم نعره زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید