viciously

[ایالات متحده]/'viʃəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور بدخواهانه، خصمانه

عبارات و ترکیب‌ها

attacked viciously

حمله شدید

viciously criticized

به شدت مورد انتقاد قرار گرفت

viciously competitive

به شدت رقابتی

جملات نمونه

Matthew flayed them viciously with a branch.

متیو با شدت و خشونت آنها را با یک شاخه پوست کند.

it would have taken a paragon of virtue not to feel viciously jealous.

برای اینکه احساس حسادت شدید نکرد، به یک نمونه از فضیلت نیاز بود.

The dog viciously attacked the intruder.

سگ به طرز وحشیانه‌ای به متجاوز حمله کرد.

She was viciously criticized for her controversial remarks.

او به شدت به خاطر اظهارات بحث‌برانگیز خود مورد انتقاد قرار گرفت.

The criminal was known for acting viciously towards his victims.

این مجرم به خاطر رفتار وحشیانه با قربانیانش معروف بود.

He was viciously betrayed by his so-called friend.

او به شدت توسط دوست خودفریبی به خیانت شد.

The rival companies compete viciously for market share.

شرکت‌های رقیب به شدت برای سهم بازار رقابت می‌کنند.

The politician was accused of acting viciously towards his opponents.

سیاستمدان به او متهم شدند که به طرز وحشیانه‌ای با مخالفان خود رفتار می‌کند.

The criminal gang operated viciously in the city.

گنگسترهای جنایتکار به طور وحشیانه در شهر فعالیت می‌کردند.

She was viciously attacked on social media for her unpopular opinions.

او به شدت در رسانه‌های اجتماعی به خاطر نظرات غیر محبوب خود مورد حمله قرار گرفت.

The wild animal behaved viciously when cornered.

حیوان وحشی وقتی در گوشه قرار می‌گرفت، به طرز وحشیانه‌ای رفتار می‌کرد.

The dictator ruled the country viciously, suppressing any opposition.

دیکتاتور به طور وحشیانه کشور را اداره کرد و هرگونه مخالفت را سرکوب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید