| صفت یا فعل حال استمراری | flabbergasting |
| زمان گذشته | flabbergasted |
| قسمت سوم فعل | flabbergasted |
| شکل سوم شخص مفرد | flabbergasts |
Saying that Joan was taken aback is to put it mildly. She was completely flabbergasted.
گفتن اینکه جوآن شوکه شده اغراق نیست. او کاملاً مبهوت بود.
He is flabbergast when he hears that his friend has been accused of murder.
او وقتی میشنود که دوستش به قتل متهم شده، متحیر میشود.
Saying that Joan was taken aback is to put it mildly. She was completely flabbergasted.
گفتن اینکه جوآن شوکه شده اغراق نیست. او کاملاً مبهوت بود.
He is flabbergast when he hears that his friend has been accused of murder.
او وقتی میشنود که دوستش به قتل متهم شده، متحیر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید