flares

[ایالات متحده]/fleəz/
[بریتانیا]/flɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شلوار دم‌پایینی; شلوار دم‌پایینی

عبارات و ترکیب‌ها

flares up

درخشش

flares out

خاموش شدن

flares bright

درخشش شدید

flares signal

سیگنال آتش

flares light

نور آتش

flares burst

آتش‌سوزی

flares ignite

روشن شدن

flares warning

هشدار آتش

flares display

نمایش آتش

flares colors

رنگ‌های آتش

جملات نمونه

the fireworks flares lit up the night sky.

شعله‌های آتش‌بازی آسمان شب را روشن کردند.

emergency flares are essential for safety at sea.

دلپذیرهای اضطراری برای ایمنی در دریا ضروری هستند.

he used flares to signal for help.

او از دلپذیرها برای درخواست کمک استفاده کرد.

the flares of the sunset were breathtaking.

شعله‌های غروب خورشید نفس‌گیر بودند.

they launched flares to attract attention.

آنها دلپذیرها را پرتاب کردند تا توجه را جلب کنند.

flares can be dangerous if not handled properly.

اگر به درستی با آنها برخورد نشود، دلپذیرها می‌توانند خطرناک باشند.

the pilot spotted the flares from the aircraft.

خلبان دلپذیرها را از هواپیما دید.

flares are often used in rescue operations.

اغلب از دلپذیرها در عملیات نجات استفاده می‌شود.

she was mesmerized by the flares of color in the sky.

او مجذوب شعله‌های رنگ در آسمان شد.

flares can indicate a distress signal.

دلپذیرها می‌توانند نشان‌دهنده یک سیگنال درخواست کمک باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید