flourisher

[ایالات متحده]//ˈflʌrɪʃə//
[بریتانیا]//ˈflɝɪʃɚ//

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که گله می‌کند؛ یک کار یا رفتار شجاعانه؛ یک نمایش چشمگیر؛ یک اقدام شویش؛ یک زیبایی‌آوری یا تزیین زیبا.

عبارات و ترکیب‌ها

flourishers

پرورش دهندگان

flourisher thrives

پرورش دهنده می‌پرورد

young flourisher

پرورش دهنده جوان

flourisher spirit

روح پرورش دهنده

true flourisher

پرورش دهنده واقعی

urban flourisher

پرورش دهنده شهری

flourisher mindset

ذهن پرورش دهنده

جملات نمونه

she is a natural flourisher who brings any stale meeting to life with fresh ideas.

او یک گلایش طبیعی است که با ایده‌های جدید هر جلسه‌ای که فاسد شده است را به حیات بازگرداند.

the new manager is a confident flourisher, always adding polish to rough plans.

مدیر جدید یک گلایش اطمینان‌آمیز است که همیشه به برنامه‌های خشن چکشی می‌زند.

in every project team, there is usually one flourisher who elevates the final product.

در هر تیم پروژه، معمولاً یک گلایش وجود دارد که محصول نهایی را به سطح بالاتری می‌برد.

he proved to be a skilled flourisher, refining the pitch deck until it looked world class.

او ثابت کرد که یک گلایش ماهر است و تا زمانی که دسته‌ای ارائه به نظر جهانی برسد آن را بهبود می‌بخشد.

our editor is a tireless flourisher who sharpens arguments and smooths awkward transitions.

ویراستار ما یک گلایش خستگی‌ناپذیر است که استدلال‌ها را تیز می‌کند و تغییرات پریشان‌کننده را بهبود می‌بخشد.

the designer acts as a flourisher, adding the finishing touches that make the brand feel premium.

طراح به عنوان یک گلایش عمل می‌کند و لمسه‌های نهایی را اضافه می‌کند که باعث می‌شود برند احساس اولیه را دهد.

as a flourisher, she keeps raising the bar for quality and consistency across the site.

به عنوان یک گلایش، او به طور مداوم میزان کیفیت و یکنواختی در سراسر سایت را بالا می‌برد.

they hired a flourisher to fine tune the user flow and remove tiny points of friction.

آنها یک گلایش استخدام کردند تا جریان کاربر را تنظیم کنند و نقاط کوچک اصطکاک را حذف کنند.

the coach is a quiet flourisher, offering small adjustments that unlock better performance.

مربی یک گلایش آرام است که تغییرات کوچکی ارائه می‌دهد که عملکرد بهتری را فعال می‌کند.

her role as a flourisher is to refine drafts, spot inconsistencies, and keep standards high.

وظیفه او به عنوان یک گلایش اصلاح نسخه‌های اولیه، ناهم‌گونی‌ها را شناسایی کردن و استانداردها را بالا نگه داشتن است.

even under pressure, the flourisher in him comes out, improving details that others miss.

حتی زیر فشار، گلایش در او ظاهر می‌شود و جزئیاتی را بهبود می‌بخشد که دیگران از آن‌ها گذشته‌اند.

in product launches, a good flourisher can turn a solid release into an exceptional one.

در راه‌اندازی محصولات، یک گلایش خوب می‌تواند یک انتشار جامد را به یک انتشار استثنایی تبدیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید